شمس الدين حافظ

497

سفينه حافظ ( فارسى )

[ برو زاهد به اميدى كه دارى ] 27 * [ 1 ] شماره مسلسل 638 برو زاهد به اميدى كه دارى * كه دارم همچو تو اميدوارى بجز ساغر كه دارد لاله در دست * بيا ساقى بياور تا چه دارى مرا در رشتهء ديوانگان كش * كه مستى خوشترست از هوشيارى بپرهيز از من اى صوفى بپرهيز * كه كردم توبه از پرهيزكارى بيا دل در خم گيسوى او بند * اگر خواهى خلاص و رستگارى بوقت گل خدا را توبه بشكن * كه عهد گل ندارد استوارى « 1 » عزيزا نوبهار عمر بگذشت * چو از طرف چمن باد بهارى بيا حافظ شراب لعل كن نوش * چرا عمرى بغفلت مىگذارى [ 447 بيا با ما مورز اين كينه‌دارى ] 28 شماره مسلسل 639 بيا « 2 » با ما مورز اين كينه‌دارى * كه حق صحبت ديرينه دارى نصيحت گوش كن كاين در بسى به * از آن گوهر كه در گنجينه دارى بفرياد خمار مفلسان رس * خدا را گر مى دوشينه دارى و ليكن كى نمائى رخ برندان * تو كز خورشيد و مه آئينه دارى بد رندان مگو اى شيخ هشدار * كه با حكم خدائى كينه دارى نمىترسى ز آه آتشينم * تو دانى خرقهء پشمينه دارى نديدم خوش‌تر از شعر تو حافظ * بقرآنى كه اندر سينه دارى

--> ( 1 ) پايدارى - پابرجائى - دوام ( 2 ) در بعضى نسخ بجاى ، بيا ، بتا آمده است . [ 1 ] پاورقى غزل 27 - اين غزل در سودى آمده است .