شمس الدين حافظ

455

سفينه حافظ ( فارسى )

در درون باغها ز آواز مطرب صبح و شام * بانگ بلبل با نواى چنگ مىآيد برون در چنين شهرى بهجر يار و اندوه و فراق * حافظ از خانه چنين دلتنگ مىآيد برون [ 1 ] [ 402 نكته‌اى دلكش بگويم خال آن مهرو ببين ] 29 [ 2 ] شماره مسلسل 573 نكته‌اى دلكش بگويم خال آن مهرو ببين * عقل و جان را بستهء زنجير آن گيسو ببين عيب دل كردم كه وحشى طبع و هر جائى مباش * گفت چشم شيرگير « 1 » و « 2 » غنج آن آهو ببين عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند * اى ملامت‌گو خدا را رو مبين و رو ببين « 3 » لرزه بر اعضاى مهر از رشگ آن مهر و نگر * نافه را خون در جگر ز آن زلف عنبر بو ببين حلقهء زلفش تماشا خانهء باد صباست * جان صد صاحبدل آنجا بستهء يك مو ببين زلف دلبندش صبا را بند بر گردن نهد * با هواداران رهرو حيلهء هندو ببين آنكه من در جستجويش از خرد بيرون شدم * كس نديدست و نبيند مثلش از هر سو ببين از مراد شاه منصور اى فلك رخ بر متاب * تيزى شمشير بنگر قوت بازو ببين حافظ ار در گوشهء محراب مىنالد رواست * اى نصيحت‌گو خدا را آن خم ابرو ببين

--> ( 1 ) در بعضى نسخ « نيم‌مست » بجاى « شيرگير » آمده ( 2 ) غنج يعنى ناز و كرشمه ( 3 ) رو مبين و رويين كنايه از جانبدارى كردن و طرف گيرى كردن از كسى باشد پس معنى اين مصرع چنين مىشود : اى ملامت‌گو از بهر خدا جانبدارى مكن ، يعنى جانبدارى آفتاب را منما و « آن رو ببين » يعنى روى دلبر ما را ببين تا بدانى كه هزار مرتبه از آفتاب بهتر است . [ 1 ] پاورقى غزل 28 - غزل 71 الحاقى از خلخالى ، يكتائى مدعيست اين غزل از حافظ نيست و نمىگويد از كيست ، در سودى نيز اين غزل ديده شده . [ 2 ] پاورقى غزل 29 - گويا خواجه اين غزل را در وصف شاه منصور پس از 790 گفته باشد .