شمس الدين حافظ
360
سفينه حافظ ( فارسى )
حرف « ط » داراى 2 غزل [ گرد عذار يار من تا بنوشت حسن خط ] 1 * شماره مسلسل 422 گرد عذار يار من تا بنوشت « 1 » حسن خط * ماه ز حسن روى او راست فتاده در غلط از هوس لبش كه آن ز آبحيات خوشترست * گشته روان ز ديدهام چشمهء آب همچو شط خال سياه را بر آن عارض سيمرنگ بين * راست ز مشك ماند آن بر رخ ماه يك نقط موى گشاده كرده خوى تا بچمن برآمدى * شد رخ گل چو زعفران مشگ و گلاب شد سقط « 2 » گه بهواش مىدهم گرد مثال ، جان و دل * گاه باب مىكشم آتش عشق او چو بط گر بغلامى خودم شاه قبول مىكند * تا بمباركى دهم بنده به بندگيش خط آبحيات حافظا گشته خجل ز نظم تو * كس بهواى دلبران شعر نگفته زين نمط « 3 » [ افزود بحسن آن پرىخط ] 2 * شماره مسلسل 423 افزود بحسن آن پرىخط * شد مايه ناز و دلبرى خط شد پيش رخش بعاشقى زلف * بگرفت لبش به ساحرى خط دل گفت بگو كه چيست يا رب * بر عارض خوب آن پرى خط گفتم كه نوشته كلك تقدير * از مهر رخش به مشترى خط من بندهء حافظم كه از لطف * دادست ورا بچاكرى خط
--> ( 1 ) در يكتائى : تا كه برست دور خط ، نوشته است . ( 2 ) هر چيز بىفايده و بيهوده را گويند ، كالاى پست ، سقط گفتن ، يعنى دشنام دادن ، سقط شدن ، تلف شدن و مردن حيوان ( 3 ) نمط يعنى سياق ، روش ، رقم و نوع .