شمس الدين حافظ
329
سفينه حافظ ( فارسى )
[ 265 برنيامد از تمناى لبت كامم هنوز ] 14 شماره مسلسل 379 برنيامد از تمناى لبت كامم هنوز * بر اميد جام لعلت دردىآشامم هنوز روز اول رفت دينم در سر زلفين تو * تا چه خواهد شد درين سودا سرانجامم هنوز از خطا گفتم شبى موى ترا مشك ختن * مىزند هر لحظه تيغى مو بر اندامم هنوز نام من رفتست روزى بر لب جانان بسهو * اهل دل را بوى جان مىآيد از نامم هنوز پرتو روى تو تا در خلوتم ديد آفتاب * مىرود چون سايه هر دم بر در و بامم هنوز در ازل دادست ما را ساقى لعل لبت * جرعهء جامى كه من سرگرم آن جامم هنوز ساقيا يك جرعه ده زان آب آتشگون كه من * در ميان پختگان عشق او خامم هنوز اى كه گفتى جان بده تا با شدت آرام دل * جان بغمهايش سپردم نيست آرامم هنوز در قلم آورد حافظ قصهء لعل لبش * آب حيوان مىرود هر دم ز اقلامم هنوز [ مستم از باده شبانه هنوز ] 15 * [ 1 ] شماره مسلسل 380 مستم از باده شبانه هنوز * ساقى ما نرفته خانه هنوز مىكشى و بغمزهء مىگوئى * توبه كردى ز عشق يا نه هنوز نازنينا ز عشق تو باللّه * عالمى توبه كرد و ما نه هنوز هست مجلس بر آن قرار كه بود * هست مطرب بر آن ترانه هنوز چشم مستت بغمزهء جادو * مىزند تير بر نشانه هنوز درّ درياى عشق مىطلبى * جان نياورده در ميانه هنوز حافظ خسته در ميان آمد * مىكند يار بر كرانه هنوز [ 266 دلم ربوده لولىوشيست شورانگيز ] 16 شماره مسلسل 381 دلم ربوده « 1 » لولىوشيست شورانگيز * دروغوعده و قتّال وضع و رنگآميز
--> [ 1 ] پاورقى غزل 15 - غزل فوق از حافظ كتابخانه ملى ملك به شماره ( 4926 ) متعلق بقرن دوازده اقتباس شده است و در جاى ديگر نديدهام . ( 1 ) لولى يا لورى بمعنى جوان خوش اندام و با نشاط و سرمست و سرود گوى و مطرب