شمس الدين حافظ
328
سفينه حافظ ( فارسى )
خيال قد بلند تو مىكند دل من * تو دست كوته من بين و آستين دراز حديث درد من اى مدعى نه امروزست * كه حافظ از ازل او رند بود و شاهدباز [ 1 ] [ روز عيش و طرب و عيد صيامست امروز ] 13 * [ 2 ] شماره مسلسل 378 روز عيش و طرب و عيد صيامست امروز * كام دل حاصل و ايام بكامست امروز گو عروس فلكى رخ منماى از مشرق * كه مرا ديدن آن ماه تمامست امروز زاهدى را كه نبودى چو صوامع جائى * بين كه در كنج خرابات مقامست امروز صبحدم بلبل مست از چه سبب مىناليد * كار او چون ز بهاران بنظامست امروز صوفيان سر خوش و پيمانهء مى در گردش * چشم بد دور كه خوش شرب مدامست امروز محتسب بيهدهگو پند مده رندان را * كانكه با شاهد و مى نيست كدامست امروز گو بگويند خلايق كه همى حافظ را « 1 » * چشم بر روى نگار و لب جامست امروز « 2 »
--> ( 1 ) اگر اين غزل از خواجو باشد در مصرع اول مقطع بايد بجاى حافظ « خواجو » قرار داد ( 2 ) در بعضى نسخ اين مصرع چنين است : « دست بر گردن و لب بر لب جامست امروز » و بهترست [ 1 ] پاورقى غزل 12 - يكتائى گويد اين غزل از اوحدى مراغهاى است و در اين صورت مقطع را چنين آورده : « كه اوحدى ز ازل رند بود و شاهدباز » ضمنا ابيات 6 و 7 از غزل شماره 2 را نيز به اين اضافه نموده است ضمنا ابيات 4 و 5 در غزل قبلى در پاورقى ذكر شده است . [ 1 ] پاورقى غزل 13 - گويند اين غزل از خواجوى كرمانى است و سه بيت زير را هم اضافه بر متن از وى ميدانند : در چمن نرگس سرمست خراب افتادست * زانكه اندر قدح لاله مدامست امروز خون عشاق كنون گرچه حلالست و ليك * عشق را جز مى و معشوق حرامست امروز ناله زار ز عشاق بسى زير بود * مطرب از بهر چه آهنگ تو با مست امروز ضمنا بيت پنجم از متن را از خواجو نمىدانند .