شمس الدين حافظ
327
سفينه حافظ ( فارسى )
چو غنچه سرّ درونش كجا نهان ماند * دل مرا كه نسيم صباست محرم راز « 1 » اميد قد تو مىداشتم ز بخت بلند * نسيم زلف تو مىخواستم ز عمر دراز چه حلقهها كه زدم بر در دل از سر سوز * ببوى روز وصال تو در شبان دراز « 2 » مرا چه فكر ز جور تو و جفاى رقيب * اسير عشق ندارد غم از بلاى دراز « 3 » چه فتنه بود كه مشاطهء قضا انگيخت * كه كرد نرگس مستش به صد كرشمه و ناز « 4 » صبا بمقدم گل روح روح مىبخشد * هزار رحمت حق باد بر چنين غمّاز غبار خاطر ما چشم خصم كور كند * تو رخ به خاك بنه حافظا بسوز و بساز « 5 » [ 1 ] [ منم غريب ديار و توئى غريبنواز ] 12 * شماره مسلسل 377 منم غريب ديار و توئى غريبنواز * دمى به حال غريب ديار خود پرداز بهر كمند كه خواهى بگير و بازم بند * به شرط آنكه ز كارم نظر نگيرى باز بر آستان خيال تو مىدهم بوسه * بر آستين وصالت مرا چو نيست جواز نه اين زمان من شوريدهدل نهادم روى * بر آستان تو كاندر ازل نهادم باز دلا منال ز شامى كه صبح در پى اوست * كه نيش و نوش بهم باشد و نشيب و فراز گرم چو خاك زمين خوار مىكنى سهلست * خرام مىكن و بر خاك سايه مىانداز درون سينه دلم چون كبوتران بطپيد * چه آتشيست كه بر جان ما نهادى باز
--> ( 1 ) اين ابيات در غزل شماره 7 نيز آمدهاند ( 2 ) اين ابيات در غزل شماره 7 نيز آمدهاند ( 3 ) اين بيت در غزل شماره 2 آمده است ( 4 ) اين بيت با مختصر تغيير در مصرع دوم در غزل شماره يك آمده . ( 5 ) اين بيت با مختصر تغيير در مصرع دوم در غزل شماره دو آمده است . [ 1 ] پاورقى غزل 11 - بيت سوم در غزل شماره 1 نيز آمده است ضمنا اين سه بيت هم در يكتائى اضافه ديده شد : كه بيت سوم آن با مختصر تغيير در غزل 5 آمده است . نه اين زمان من شوريدهدل نهادم روى * بر آستان تو كاندر ازل بسوز و نياز دلا منال ز شامى كه صبح در پى اوست * كه نيش و نوش بهم باشد و نشيب و فراز به يكدو قطره كه ايثار كردى اى خواجه * بسا كه بر رخ دولت كنى كرشمه و ناز