شمس الدين حافظ
297
سفينه حافظ ( فارسى )
[ 239 رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد ] 189 شماره مسلسل 331 رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد * وظيفه گر برسد مصرفش گلست و نبيد « 1 » صفير مرغ برآمد بط « 2 » شراب كجاست ؟ * فغان فتاد به بلبل نقاب گل كه دريد ز روى ساقى مهوش گلى بچين امروز * كه گرد عارض بستان خط بنفشه دميد چنان كرشمهء ساقى دلم ز دست ببرد * كه با كس دگرم نيست « 3 » روى گفت و شنيد من اين مرقع « 4 » رنگين چو گل بخواهم سوخت * كه پير باده فروشش به جرعهاى نخريد بكوى عشق منه بىدليل راه قدم * كه گم شد آن كه در اين ره به رهبرى نرسيد ز ميوههاى بهشتى چه ذوق دريابد ؟ * كسى كه سيب زنخدان شاهدى نگزيد « 5 » مكن ز غصه شكايت كه در طريق طلب * براحتى نرسيد آنكه زحمتى نكشيد عجائب ره عشق اى رفيق بسيارست * ز پيش آهوى اين دشت شير نر برميد خداى را مددى اى دليل راه حرم * كه نيست باديهء عشق را كرانه پديد گلى نچيد ز بستان آرزو دل من * مگر نسيم مروت درين چمن نوزيد بهار مىگذرد مهرگسترا درياب * كه رفت موسم و عاشق هنوز مى نچشيد شراب نوش كن و جام زر بحافظ ده * كه پادشه بكرم جرم صوفيان بخشيد [ 243 بوى خوش تو هر كه ز باد صبا شنيد ] 190 شماره مسلسل 332 بوى خوش تو هر كه ز باد صبا شنيد * از يار آشنا سخن آشنا شنيد اينش سزا نبود دل حقگزار من * كز غمگسار خود سخن ناسزا شنيد
--> ( 1 ) نبيد بفتح ن يعنى شراب خرما و انجير و جو و غيره كه به عربى نبيذ گويند ( 2 ) بط يعنى مرغابى و ضمنا بمعنى جام شراب و صراحى شراب كه شبيه سينه مرغابى ساخته باشند نيز هست ( 3 ) در بعضى نسخ بجاى « روى » ( برگ ) مىباشد كه در آن صورت غرض از برگ علاقه و تمايل است ( 4 ) جامهاى پنبهاى كه از قطعات پارچه و تكه تكه دوخته شده باشد ( 5 ) به عقيده شخص من بگزيد بهتر و صحيحتر است .