شمس الدين حافظ

295

سفينه حافظ ( فارسى )

عزيز مصر به رغم برادران غيور * ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسيد كجاست صوفى دجال « 1 » چشم ملحد « 2 » شكل * بگو بسوز كه مهدى دين پناه رسيد صبا بگو كه چها بر سرم درين غم عشق * ز آتش دل سوزان و دود آه رسيد ز شوق روى تو شاها بدين اسير فراق * همان رسيد كز آتش ببرگ كاه رسيد مرو بخواب كه حافظ ببارگاه قبول * ز ورد نيم‌شب و درس صبحگاه رسيد [ 1 ] [ 238 جهان بر ابروى عيد از هلال وسمه كشيد ] 187 شماره مسلسل 329 جهان بر ابروى عيد از هلال وسمه كشيد * هلال عيد بر ابروى يار بايد ديد شكسته گشت چو پشت هلال قامت من * كمان ابروى يارم گهى كه وسمه كشيد مپوش روى و مشو در خط « 3 » از تفرج حسن * كه خواند خط تو بر رو و ان يكاد « 4 » و دميد

--> ( 1 ) دجال يعنى فريب‌دهنده و بسيار دروغگو ، كذاب و « شخص كذابى » كه قبل از ظهور مهدى موعود ظهور نمايد و دكتر غنى معتقد است كه منظور حافظ « امير تيمور گوركانى » است . ( 2 ) ملحد يعنى كافر و بىدين ، و نيز پيروان صباح را گويند . ( 3 ) « در خط شدن » يعنى متغير گرديدن و خود را پنهان ساختن . ( 4 ) « وَ إِنْ يَكادُ » آيه‌اى است در قرآن كه براى رفع چشم زخم مىخوانندش و برمىدمند ( آيه 52 از سوره 68 ن و القلم ) وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ [ 1 ] پاورقى غزل 186 - اين غزل را خواجه حافظ پس از سال 789 يعنى 790 كه سلطان زين العابدين پسر شاه شجاع به‌وسيله ابن عم خود شاه منصور دستگير و كور شد ، در تهنيت شاه منصور سروده است ( موقع ورود شاه منصور بشيراز )