شمس الدين حافظ

246

سفينه حافظ ( فارسى )

[ مىخوارگان كه باده برطل گران خورند ] 115 * شماره مسلسل 257 مىخوارگان كه باده برطل گران خورند * رطل گران ز بهر غم بيكران خورند در باده نور عارض معشوق ديده‌اند * رطل گران به قوت بازوى آن خورند رطل گران ز دل برد انديشهء گران * زان‌رو بود كه مال و نعمت ملك جهان خورند خوش‌تر ز باده هيچ نصيبى نبرده‌اند * آنان كه مال و نعمت ملك جهان خورند وقت بهار باده مخور جز ببوستان * كز باده آن بهست كه در بوستان خورند با دوستان خور آنچه ترا هست پيش از آنك * بعد از تو دشمنان تو با دوستان خورند

--> [ 1 ] پاورقى غزل 114 - معروفست كه اين غزل را حافظ بامر زن شاه شجاع كه ميل شعر گفتن با حافظ را داشته سروده و داستان معروفى دارد كه ازين قرار است : هاشم رضى مىگويد ( از قول عبد النبى فخر الزمانى صاحب ميخانه ) : گويند زن شاه شجاع شعر را خوب مىگفته و هميشه مايل بوده با خواجه حافظ روبرو شود ، شاه شجاع دستور داد پرده‌اى آويخته و خاتون ( كه اتفاقا نامش ملك خاتون بوده است ) در پس پرده قرار گرفت و پس از تعارفات زياد بين خواجه و خاتون در مورد شروع بسرودن غزل قرعه بنام حافظ افتاد و غزل فوق را سرود ، خاتون پس از شنيدن غزل از روى تمسخر گفت : حافظ ، شما بوديد كه آدم را از گل ساختند ؟ حافظ جواب داد : آرى . خاتون گفت : آن گل كاه داشت يا خير ! حافظ پاسخ داد : كاه نداشت . خاتون پرسيد ، چطور ؟ حافظ گفت : اگر كاه داشت رخنه ميان پاى مردم بوجود نمىآمد . شاه شجاع آزرده ، و خاتون شرمنده شد و تصميم گرفتند كه با اكابر بىادبانه پيش نيايند . حافظ شيرين سخن بنقل از كتاب حيات حافظ تاليف روحى دستغيب اين افسانه لطيفه را بنحو ذيل تعريف كند : « زن بسحق اطعمه بحافظ مىگويد اين شعر را شما گفته‌ايد : دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند * گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند مىگويد آرى زن بسحق مىپرسد گلش كاه داشت ؟ حافظ مىفرمايد اگر كاه داشت ترك برنمىداشت تصوير صفحه 245 به عقيده آقاى دكتر معين از آن همان بو اسحاق اطعمه شاعر معاصر حافظ متوفى 820 است ولى بسيارى از محققين از آن شاه ابو اسحاق دانسته‌اند .