شمس الدين حافظ

240

سفينه حافظ ( فارسى )

[ نسبت رويت اگر با ماه و پروين كرده‌اند ] 109 * [ 1 ] شماره مسلسل 251 نسبت رويت اگر با ماه و پروين كرده‌اند * صورتى ناديده تشبيهى بتخمين كرده‌اند شمه‌اى از داستان عشق شورانگيز ماست * آن حكايتها كه از فرهاد و شيرين كرده‌اند نكهت جان‌بخش دارد خاك كوى گلرخان * عارفان زانجا مشام عقل مشكين كرده‌اند خاكيان بىبهره‌اند از جرعه كاس الكرام « 1 » * اين تطاول بين كه با عشّاق مسكين كرده‌اند شهپر زاغ و زغن زيباى صيد و قيد نيست * كاين كرامت همره شهباز و شاهين كرده‌اند ساقيا مى ده كه با حكم ازل تدبير نيست * قابل تغيير نبود آنچه تعيين كرده‌اند از خرد بىبهره شو چون جانش اندر بر بكش * دختر رز را كه نقد عقل كابين كرده‌اند در سفالين كاسهء رندان به خوارى منگريد * كاين حريفان خدمت جام جهان‌بين كرده‌اند تير مژگان دراز و غمزهء جادو نكرد * آنچه آن زلف دراز و خال مشكين كرده‌اند يك شكر « 2 » انعام ما بود و لبت رخصت نداد * هم تو انصافش بده شيرين لبان اين كرده‌اند شاهدان از آتش رخسار رنگين دم‌به‌دم * زاهدان را رخنها اندر دل و دين كرده‌اند شعر حافظ را كه يكسر مدح احسان شماست * هر كجا بشنيده‌اند از لطف تحسين كرده‌اند [ اى دولت گوئى كه بميدان تو يابند ] 110 * شماره مسلسل 252 اى دولت گوئى كه بميدان تو يابند * فرخنده هر آن سر كه بچوگان تو يابند خاك ره بادى تن آتش‌زده كو را * گهگه گذرى بر سر ايوان تو يابند چون گمشده دلها به شبستان تو جويند * درهم زده در زلف پريشان تو يابند هركس كه در ايام تو عمرش بسرآمد * خاكش شده در وادى هجران تو يابند هر دل كه جنون از سر گيسوى تو گيرد * در سلسلهء زلف سرافشان تو يابند

--> ( 1 ) كاس الكرام - كاس بمعنى كاسه و جام شراب و كرام جمع كريم و بالاخره بمعنى جام كرامتمندان است . ( 2 ) يك بوسه [ 1 ] پاورقى غزل 109 - اين غزل را هاشم رضى با كسر مطلع و مقطع و چند بيت ديگر قطعه دانسته است ، ضمنا مصرع دوم بيت دوم با تغيير مختصرى در غزل 107 آمده است .