شمس الدين حافظ

178

سفينه حافظ ( فارسى )

نه به تنها حيوانات و نباتات و جماد * هر چه در عالم امرست بفرمان تو باد حافظ خسته با خلاص ثناخوان تو شد * لطف عام تو شفابخش ثناخوان تو باد [ دادگرا فلك ترا جرعه‌كش پياله باد ] 10 * [ 1 ] شماره مسلسل 152 دادگرا فلك ترا جرعه‌كش پياله باد * دشمن دل‌سياه تو غرقه به خون چو لاله باد ذروهء « 1 » كاخ رفعتت راست ز فرط ارتفاع * راهروان و هم را راه هزارساله باد زلف سياه پرخمت چشم و چراغ عالمست * جان ز نسيم دولتش در شكن كلاله « 2 » باد اى مه برج معدلت مقصد كل زادمى * بادهء صاف دائمت در قدح و پياله باد چون به هواى قامتت زهره شود ترانه ساز * حاسدت از سماع آن همدم آه و ناله باد نه طبق سپهر و آن قرصه سيم « 3 » و زر كه هست * از لب خوان حشمتت سهلترين نواله باد دختر فكر بكر من محرم مدحت « 4 » تو شد * مهر چنين عروس را هم بكفت حواله باد مقصد من در اين غزل حجت بندگى بود * لطف عبيدپرورت شاهد اين قباله باد حافظ اگر بوصل تو شاد نشد ز هر غمى * در غم هجر روى تو مونس غم چو لاله باد [ 109 ديريست كه دلدار پيامى نفرستاد ] 11 شماره مسلسل 153 ديريست كه دلدار پيامى نفرستاد * ننوشت كلامى و سلامى نفرستاد صد نامه فرستادم و آن شاه سواران * پيكى ندوانيد و پيامى نفرستاد سوى من وحشى صفت عقل رميده * آهو روشى كبك‌خرامى نفرستاد دانست كه خواهد شدنم مرغ دل از دست * وز آن خط چون سلسله دامى نفرستاد فرياد كه آن ساقى شيرين‌لب سرمست * دانست كه مخمورم و جامى نفرستاد

--> ( 1 ) بلندى ، بالاى هر چيزى و اوج ( 2 ) زلف پرشكن ، گيسوى مجعد و پيچيده كاكل . ( 3 ) غرض ماه و خورشيد است ( 4 ) آنچه بدان كسى را ستايش كنند . [ 1 ] پاورقى غزل 10 - غزل فوق را هاشم رضى و پژمان در قسمت قطعات با كسر مقطع ذكر نموده‌اند .