شمس الدين حافظ
128
سفينه حافظ ( فارسى )
اى توانگر مفروش اينهمه نخوت كه ترا * سرو زر در كنف « 1 » همت درويشانست گنج قارون كه فرومىرود از قهر « 2 » هنوز * خوانده باشى كه هم از غيرت درويشانست سالك ار آبحيات ابدى مىخواهى * منبعش خاك در خلوت درويشانست من غلام نظر آصف عهدم « 3 » كاو را « 4 » * صورت خواجگى و سيرت درويشانست حافظ اينجا بادب باش كه سلطانى ملك * همه در بندگى حضرت درويشانست [ 1 ] [ 50 به دام زلف تو دل مبتلاى خويشتنست ] 44 شماره مسلسل 70 به دام زلف تو دل مبتلاى خويشتنست * بكش بغمزه كه اينش سزاى خويشتنست گرت ز دست برآيد مراد خاطر ما * ببخش زود كه خيرى بجاى خويشتنست « 5 » بجانت اى بت شيرين من كه همچون شمع * شبان تيره مرادم فناى خويشتنست چو راى عشق زدى با تو گفتم اى بلبل * مكن كه اين گل خندان براى خويشتنست بمشك چين و چگل « 6 » نيست بوى گل محتاج * كه نافههاش ز بند قباى خويشتنست
--> ( 1 ) كنف يعنى پناه ( 2 ) چيرگى و غلبه كردن و يا غضب خدا ( 3 ) حافظ در اغلب غزلياتش اسم آصف عهد يا آصف دوران ، خواجه ، آصف ثانى ، آصف ملك سليمان ، آورده كه غرضش جلال الدين تورانشاه وزير شاه شجاع مىباشد ( 4 ) در بعضى نسخ چنين مىباشد بنده آصف عهديم كه در سلطنتش ولى همان متن : من غلام نظر آصف عهدم كاو را ، صحيحتر و بهترست . ( 5 ) در بعضى نسخ بجاى اين مصرع چنين است : « بدست باش كه خيرى بجاى خويشتنست » مقصود از « بدست باش » آگاه باش و تقصير مكن مىباشد . ( 6 ) ناحيهاى در تركستان كه اهالى آن به زيبائى و خوش اندامى معروفند [ 1 ] پاورقى غزل 43 ( 1 ) - اين غزل مسلما قبل از سال 782 گفته شده چون در مجموعه تاج الدين وزير شيراز ديده شده است ( هاشم رضى ) ضمنا اين غزل را زيب ديوار بارگاه حافظ كردهاند ( شيرين سخن ) به پاورقى غزل 17 حروف ( ت ) مراجعه شود . پاورقى غزل 43 ( 2 ) - حافظ شيرين سخن مىگويد : اين غزل كه درباره درويشان است بنام خواجه جلال الدين تورانشاه سروده شده است - اين غزل معروف بغزل درويشان مىباشد ( شيرين سخن )