الشيخ محمد علي الگرامي القمي

82

شناخت قرآن ( فارسى )

و در نتيجه نظر خود را به قرآن تحميل نمود ، بايد با قلبى " سليم " و دلى خالى در برابر قرآن قرار گرفت ، آگاهىهاى قبلى به عنوان زمينه درك خوب است . ولى نبايد به عنوان عقيدهء قطعى پذيرفته شوند . چون از خارج مىدانيم كه نور ماه از خورشيد گرفته شده نبايد قرآن را اين طور معنى كرد و « ضياء » را در مورد خورشيد به معناى نور اصلى و « نور » را به معناى نور عارضى گرفت چنان كه برخى چنين كرده‌اند از لغت مىفهميم « ضياء » نور تند و شعله‌ور و « نور » روشنايى ملايم مىباشد . 8 - توجّه به روايات اهل بيت عليهم السّلام به عنوان راهنماى درك هر آيه‌اى . در شماره « 3 » منظور درك زبان قرآن بود و منظور از شمارهء « 6 » درك عملى پيامبر و اهل بيت تا ديد كلّى مشخّص شود و اين جا منظور درك هر آيه‌اى به طور خصوص منظور است ، به علاوه اين كه چه بسا مخصّص و مقيّد آيات در كلمات پيامبر و ائمّه عليهم السّلام ذكر شده و در قرآن نيامده است . در قرآن گفته شده هر چه پيامبر فرمود بگيريد « ما آتاكم الرّسول فخذوه » و در عين حال عرضهء روايات بر قرآن به اين معنى كه اگر روايات به طور " تباينى " با آيات قرآن مخالف بودند به نصّ فرمودهء پيامبر و ائمّه عليهم السّلام طرد مىشوند . منظور از مخالفت تباينى اين است كه روايتى به طور كلّى نقطهء مخالف آيه اى را بگويد ، مثلا صريح قرآن اين است كه خداوند ديدنى نيست ( با چشم بدنى ) آن وقت روايت بگويد خداوند را مىتوان با همين چشم ديد يا خداوند جسم است . 9 - تحقيق كامل زبان قرآن در مسائل فلسفى و حقوقى و احساسى تا