الشيخ محمد علي الگرامي القمي
55
شناخت قرآن ( فارسى )
عمل هم صيغهء جمع به كار مىرود " فعقروها " كشتند . . . اين توسعه در انتساب عمل است كه معلوم مىشود انتساب افعال قرآنى با صرف رضايت به عمل ديگران هم محقّق مىشود و لازم نيست عمل مستقيما به دست شخص انجام شود . 4 - گسترش از نظر حقيقت و مجاز عرفى . توضيح اين كه چه بسا از نظر عرفى استفادهء يك معنى از لفظ فقط به طور مجاز ممكن است و با قرائنى كه دال بر عدم ارادهء معناى حقيقى باشد و معناى حقيقى لفظ چيز ديگريست ، در استعمال ديگرى به كار برود . ليكن همان لفظ در زبان قرآن معناى گستردهترى دارد كه در عين معناى حقيقى شامل برخى معانى مجازى هم مىشود مثلا معناى حقيقى شمس ( خورشيد ) همين كرهء شعلهور در اين منظومهء ماست و يا منظومههاى ديگر هم . و استفادهء شخص رهبر مكتب و يا هر فرد روشنگر از كلمهء شمس يك استفادهء حقيقى عرفى نيست . ليكن وقتى در روايات مينگريم مىبينيم در تفسير شمس ، شخص پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام مىآيد . اين كه گفتيم " برخى معانى مجازى " زيرا برخى معانى مجازى مسلّما منظور نيست و ارتباطى با عظمت مكتب ندارد مثلا شمس ، در عرف عرب مجازا در مورد شخص زيبا روى هم به كار مىرود « 1 » ، ولى در اين سورهء قرآنى مسلّما منظور نيست ، نمىخواهد به زيبا رويان سوگند بخورد . شب در معناى معمولى همين شب تاريك ظاهر است . ليكن در
--> ( 1 ) . « قامت تظلّلنى و من عجب شمس تظلّلنى من الشمس » ايستاد كه در برابر آفتاب برايم سايهاى باشد و اين شگفت است كه خورشيدى مرا سايهبان از خورشيد شود .