الشيخ محمد علي الگرامي القمي
50
شناخت قرآن ( فارسى )
عميق از ريشهء لغات و كلمات و جمع و تفريق آيات قرآن به دست نمىآيد . « 1 » و اين گونه روايات بسيار زيادند . اينك چه بگوئيم ؟ آيا دربارهء اين روايات بگوئيم : اين موارد فقط تعبّد و تحكّم شرعى از طرف امام است كه چون امام اين موارد را اين طور تفسير كرده است ، ما ناچار مىپذيريم ، ولى موارد ديگر فقط اكتفا به كتابهاى لغت مىكنيم و هر چه از آنها فهميديم همان به عنوان تفسير قرآن مىباشد ؟ ؟ . يا بگوئيم اين همه روايات را نمى توان به اين وجه توجيه نمود . اساسا اين قدر تعبّد و خلاف ظاهر ظهورهاى ديگر قرآنى را هم از كار مىاندازد ، اين روايات مىخواهند زبان قرآن را براى ما توضيح بدهند كه لغت قرآن گستردهتر از لغات معمولى است . چنان كه عرفا در همهء لغات نظرشان چنين است و مىگويند : هر لفظى براى معنائى وسيعتر از معناى عرفى وضع شده است و به تعبير مرحوم سبزوارى : « الألفاظ وضعت عند العرفا للمعانى العامّة » يعنى در نظر معمول وقتى مىگويند « چراغ را روشن كن » چراغ برق مىآيد چنان كه سابقا چراغ نفتى به ذهن مىرسيده است . ولى در واقع حتّى شامل چراغ اتمى و خورشيدى و حرارتىهاى ديگر نيز مىشود . و برخى انسانها را هم چراغ مىگويند « ميزان و وسيلهء توزين » در نظر معمولى قپان و ترازو و باسكول معنى مىدهد ، ولى در نظر عميقتر شامل حتّى انسانهائى هم كه مقياس راه و حركتند مىباشد . علم منطق را هم
--> ( 1 ) . روايات اين قسمت از تفسير برهان و نور الثقلين نقل شده است .