الشيخ محمد علي الگرامي القمي

42

شناخت قرآن ( فارسى )

خبر مىدهد و در زبان عرفان حافظى ، دو مصاحب رقيق القلب لطيف الرّوح با دو رشتهء محبّت الهى . حالا بحث اين كه چرا اين شعرا و عرفا زبان ديگرى غير از زبان معمولى انتخاب كرده‌اند سخن ديگريست آنچه فعلا مورد توجّه ماست واقعيّت اين زبان ديگر است چه كار درستى باشد يا نادرست . زبان نحو با زبان منطق ، با زبان فلسفه ، با زبان فقه ، با زبان علوم تجربى همه فرق دارند . در فلسفه ، زبان سهروردى با ابن سينا كاملا متفاوت است . آيا قرآن زبان مخصوصى دارد ؟ دو عقيده در برابر هم : 1 - قرآن براى عموم نوشته شده است ، هيچ زبانى جز زبان عامّهء مردم ندارد و خود فرموده است : بَيانٌ لِلنَّاسِ « بيانى براى همهء مردم است » « 1 » ، و از طرف پروردگارتان دليل روشنى برايتان آمد و نور روشنگرى بر شما نازل كرديم قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً « 2 » ، نور مبين بايد براى همگان روشن باشد . وقتى آيات قرآن را تلاوت مىكنيم مانند اين كه يك كتاب معمولى طبق فرهنگ عامّه مردم را خوانده‌ايم مطلب مىفهميم . طبق لغت عموم مردم ، اگر معناى كلمه‌اى را نفهميديم به كتابهاى لغت رجوع مىكنيم و معناى آن كلمه را استخراج مىكنيم همچون يك كتاب انگليسى كه به لغت يابهاى انگليسى مراجعه مىكنيم . بنا به اين بيان

--> ( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 138 . ( 2 ) . سوره نساء ، آيهء 174 .