الشيخ محمد علي الگرامي القمي
41
شناخت قرآن ( فارسى )
طور كه پس از تذكّر قهّاريت خداوند بايد اشارهاى به مغفرت و رحمت شود تا يأس پيش نيايد . بايد پس از تذكّر رحمت هم اشارهاى به قهّاريت و كبريائيت حقّ بشود تا غفلت از سرانجام گناه و سقوط پيش نيايد . در مسائل اجتماعى بايد پس از اصرار در جهاد با كفّار سخنى از خلوص و عبادت و اصلاح قلب شود ، تا پرداختن به جهاد با دشمن موجب غفلت از اصلاح درون كه جهاد اكبر است نشود و همچنين . . . زبان قرآن را بايد شناخت مىدانيم كه مكتبهاى ادبى فلسفى و اجتماعى و غيره هر يك زبانى مخصوص دارند ، در شعرا ، زبان حافظ با سعدى و هر دو با مولوى فرق دارد . حافظ را با كليد زبان معمولى نمىتوان شناخت . " چارده ساله بتى چابك و شيرين دارم . . . " به معناى زبان معمولى عشق حافظ را به طفلى چهارده ساله و غير مكلّف كه " بكشد زارم و در شرع نباشد گنهش " ترسيم مىكند و به معناى برتر و با كليد ديگرى براى شناخت زبان شعرش عشق او را به عارف چهل سالهاى كه يك اربعين خود را براى خدا خالص كرده است مىفهماند و اوست كه اگر بكشد طبق ولايت باطنى الهى مىكشد كه برتر از قوانين معمولى ظاهر شرع است و هم چون خضر قاتل پسر بچّه داستان موسى و خضر گناهى ندارد . و كشتن او كشتن از روى عشق و در راه عشق اوست به معناى عشق به معشوق كه در آن فانى است كه در نتيجه قتل در راه عشق به خدا مىشود . " دو يار نازك و از بادهء كهن دومنى . . . " در زبان معمولى عيّاشى حافظ را