الشيخ محمد علي الگرامي القمي

16

شناخت قرآن ( فارسى )

بهرحال بحثى كه ملاحظه مىكنيد ابتدا در حوزهء علميّهء قم مطرح شد و سپس در تبعيدم به سال 56 تصحيح و به چاپ رسيد . پس از انقلاب مجدّدا در برخى دانشگاهها مورد بحث دانشجويان قرار گرفت كه كتاب درسيشان بود . در همهء اين بحثها و توجّهات مكّرر ، عقيدهء ما دربارهء زبان قرآن همان بود كه در نوشته مطرح شد . و به نظر من اين توجّه و دقّت مكرّر مىتواند جايگزين تنهائى ما در عقيده مورد بحث در اين كتاب باشد . لازم است اين جا هم نكته‌اى را تذكّر دهم كه در متن كتاب آمده است و آن اين كه ممكن است بگوئيد : زبان قرآن را كسى مىفهمد كه متشابهات قرآن را نيز درك كند و آن را فقط « راسخون في العلم » مىفهمند و بنابراين هر گونه بحثى دربارهء « معرفت منطق قرآن » جز از طرف " راسخون فى العلم " ، گزافه‌گوئى است . فقط پيامبر و امامان شيعه مىتوانند سخن از معرفت منطق قرآن برانند . . . در روايات هم آمده است كه : قرآن را فقط مخاطبان قرآن مىفهمند يعنى اهل بيت . « 1 » دقّت كنيد كه اگر اين سخن درست باشد ديگر تفسير هيچ آيه‌اى از آيات قرآن جز براى اهل بيت ممكن نخواهد بود . اگر روايتى از پيامبر و ائمّه عليهم السلام دربارهء آيه‌اى داشتيم همان را مىگوئيم و گرنه بايد سكوت كنيم ! با اين كه مىدانيم ائمه عليهم السلام مردم را دعوت به استفاده از خود قرآن مىنمودند ، خود قرآن نيز مردم را دعوت به تدبّر در قرآن مىكند و اگر فهم قرآن براى مردم امكان نداشت اين دعوت كاملا بى جا بود . زيرا تبعيّت از ظاهر روايت

--> ( 1 ) . انّما يعرف القرآن من خوطب به .