أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

652

مناقب العارفين ( فارسى )

حالات اوقات كلمات مولاناى بزرگ را رضى اللّه عنه مطالعه مىكردم و لا يزال بايستى كه در آستينم بوذى و حضرت مولانا شمس الدين « 2 » از مطالعهء آن مرا منع مىكرد ؛ همانا كه جهت رعايت خاطر مبارك او مدّتى ترك مطالعه كرده بوذم ، شبى در خواب ديذم كه در مدرسهء قراطائى با جماعتى نشسته بوذم و به مطالعهء آن كتاب مشغول گشته ؛ چون بعالم صورت بازآمذم ، مىبينم كه مولانا شمس الدين « 6 » از در درآمذ و فرموذ كه چرا باز به مطالعهء آن شروع كردى ؟ گفتم « 7 » : حاشا ! زمانيست كه به مطالعهء آن مشغول نگشته‌ام ؛ فرموذ كه دوش در مدرسهء قراطائى با جماعتى « 9 » بنشسته بوذى و مطالعهء آن كتاب نمىكردى « 1 » ؟ چه اغلب خوابها فكرى « 3 » و ذكريست ، چه اگر در فكرتت نبوذى هم در خوابت ننموذى ؛ بعد از آن چندانك مولانا شمس الدين در قيد حيات بوذ بذآن معنى « 11 » نپرداختم « 4 / 56 » همچنان « 12 » اعزّهء اصحاب روايت كردند كه روزى حضرت شمس الدين « 13 » در بنذگى خذاوندگار نشسته بوذ و اكابر شهر حاضر بوذند ؛ فرموذ كه مرا چنان « 14 » مريدى مىبايذ كه تمامت مشايخ كامل و عارفان و اصل از كمال او قاصر مانند و او را اصلا قابليت كمال نباشذ و همگان از آن عاجز مانند ، من او را بكمال رسانم و كامل مكمّل گردانم و خذا را بىريب و تخمين بوى بنمايم ؛ قدرتى چنانك أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى ( 3 / 49 ) و در قدرت كن فيكون كس سخن قابليّت نگويذ

--> ( 4 / 56 ) Z 183 آ B 171 آ K 409 - 146410 ، II , H ؛ 85 ، II , T ( 2 ) شمس الدين B : شمس ZK ( 6 ) شمس الدين ZB : شمس K ( 7 ) كفتم KB : - Z ( 9 ) و ZK : - B ( 1 ) نمىكردى ZB : كردى K ( 3 ) فكرى B : فكر ZB ( 11 ) معنى ZK : معانى B ( 12 ) همچنان ZK : - B ( 13 ) شمس الدين Z : شمس KB ( 14 ) چنان ZB : - Z