أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
623
مناقب العارفين ( فارسى )
پذرت « 1 » را مخوان ؛ به اشارت او زمانى نخواندم ؛ پس آنگاه فرموذ كه با كس سخن مگو ، مدّتى خاموش كرده به سخن گفتن نيز « 2 » نپرداختم و ازينرو كه سخنان ما غذاى جان عاشقان شذه بوذ و راح ارواح اهل صفا گشته « 4 » بيكبارگى تشنه ماندند و از پرتو همّت و حسرت ايشان بمولانا شمس الدين چشم زخم رسيذ « 4 / 13 » همچنان احباب يقين و عاشقان راستين چنان روايت كردند كه در مبادئ حال حضرت مولانا سخنان بهاء ولد را بجدّ مطالعه مىفرموذ ؛ از ناگاه مولانا « 8 » شمس الدين از در درآمذ كه مخوان مخوان ! تا سه بار ؛ بعد از آنك ينبوع علم لدنّى از درون مباركش فوران كرد ديگر بذآن سخنان نپرداخت « 4 / 14 » همچنان منقولست كه حضرت مولانا در اوايل اتّصال بمولانا « 12 » شمس الدين شبها ديوان متنبّى را مطالعه مىكرد ؛ مولانا شمس الدين فرموذ كه به آن نمىارزذ ؛ آن را ديگر مطالعه مكن ؛ يك دو نوبت مىفرموذ و او از سر استغراق باز مطالعه مىكرد ؛ مگر شبى بجدّ مطالعه كرده بخواب رفت ؛ ديذ كه در مدرسهء با علما و فقها بحث عظيم مىكنذ ؛ تا همگان ملزم « 16 » مىشوند ، هم در خواب پشيمان مىشوذ و تأسّف مىخورذ كه چرا كردم ، چه لازم بوذ ، قصد مىكنذ كه از مدرسه بيرون آيذ ، هماندم بيذار مىشوذ ، مىبينذ كه مولانا شمس الدين از در در مىآيذ و مىفرمايذ كه ديذى « 19 » كه آن بيچاره فقيهان را چها كردى ؟ آن همه از شومى مطالعهء ديوان متنبّى بوذ
--> ( 4 / 13 - 4 / 14 ) Z 175 آ B 163 ب K 388 - 3389 - 122 ، II , H ؛ 3 - 52 ، II , T ( 1 ) پذرت را ZB پدرت K ( 2 ) نيز ZB : - K ( 4 ) كشته ZB : + و K ( 8 ) مولانا ZK : مولا B ( 12 ) بمولانا ZK : مولانا B ( 16 ) ملزم BK : ملتزم Z ( 19 ) كه ديذى ZK : ديدى B