أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

609

مناقب العارفين ( فارسى )

بسان روى آدميان و دست « 1 » و پاى او بر مثال دست و پاى خرس از در خيمه درآمذ و سر نهاذ ؛ همانا كه كرا خاتون متوهّم گشته منقبض شذ « 2 » ؛ به زبان فصيح آن جانور آبى سلام داذ و اعتقاد نموذ كه ما نيز از بندگان و محبّان خذاوندگاريم و او چندين نوبت تشريف فرموذه در قعر آب ما را بايمان و عرفان دعوت فرموذه است ؛ دو نوبت توبه كرده بوذم كه ديگر مردم ربائى نكنم ؛ از ناگاه خطائى از من صادر گشته جوانى را هلاك كرديم « 7 » و الحالة هذه شما را شفيع مىگيرم تا خذاوندگار عفو فرموذه بر من رحمت كنذ و پيش استشفاع شما ادب نديذم تا خوذ را به حضرت خذاوندگار عرضه دارم ؛ درين حكايت بوذند كه « 9 » حضرت آن سلطان چون شير غرّان غزل‌گويان و ذوق‌كنان از در خيمه درآمذ و او را در آن حال بديذ ؛ فرموذ كه آنان كه از خذاوند آب بىخبرند اين خذاوند ايشانست و عاشقانى « 12 » كه بندهء خذاوند آب و عالم اسبابند همه مسخّر و بندهء ايشانند « 13 » ؛ فرموذ كه يا تمساح ! بعد اليوم چندانك من در عالمم ازينها مكن ، سر نهاذ و مقدارى « 14 » عقدى چند مرواريد شفّاف غلطان « 15 » غير مثقوب « 3 » در پيش كرا خاتون بنهاذ و روانه شذ و آنها را به حضرت ملكه خاتون ارمغان آورده در جهاز او نهاذند « 16 » « 3 / 599 » همچنان مگر روزى خدمت شيخ الاسلام . صدر الملة و الدين روّح اللّه روحه در حضور پروانه و اركان دولت سلطان

--> ( 3 / 599 ) Z 171 آ B 160 آ K 378 - 379 11 ، II , H ؛ 7 - 36 ، II , T ( 1 ) دست و hZBK : - Z ( 2 ) شذ Z : شده BK ( 7 ) كرديم ZK : كردم B ( 9 ) كه BZ : - ZK ( 12 ) عاشقانى ZB : عاشقان K ( 13 ) ايشانند ZB : + و K ( 14 ) مقدارى B : مقدار ZK ( 15 ) غلطان BK : + غلطان Z ( 3 ) مثقوب BK : مسقوب Z ( 16 ) نهاذند BK : + الحكاية Z