أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
607
مناقب العارفين ( فارسى )
« 3 / 597 » همچنان از افاضل اصحاب منقولست كه در شهر قونيه شخصى بوذ متفنّن و اقران او « 2 » او را تاج الدين متصدّر خواندندى و البتّه صدرنشينى و بالاجوئى را خو كرده بوذ و بعالم اوليا انكارى عظيم داشت و الحاد نموذه منكر خذاوندگار بوذ و از صحبت اخوان همدل تمرّد مىنموذ ؛ همانا كه شبى خوذ را بر در « 5 » دوزخ ايستاذه ديذ « 1 » و بر احوال دوزخيان اطّلاع يافته كما كان مشاهده مىكرد ؛ ديذ كه يكى را با اصفاد و اغلال از دوزخى « 7 » بيرون كرده به دوزخى ديگر مىبرند و چهار كس آن جايگاه حاضر گشته با وى خطاب مىكنند كه اى شقىّ ناكس سخن اوليا بخوان تا ازين بار گران و اليم بىامان خلاص يا بى و اين تاج الدين « 9 » متصدّر از آن هيبت « 10 » بر جاى خوذ خشك مىشوذ و آن « 3 » بيچاره التماس مىكنذ كه حسبة للّه تعالى به من كلمهء چند تعليم كنيذ ؛ همانا كه بيتى چند از سخنان حضرت مولانا مر او را تلقين مىكنند ؛ چون ابيات را مىخوانذ آن تمامت سلاسل و اغلال فرومىريزذ « 13 » و آن بيچاره مستخلص گشته بسوى نسيم نعيم روانه مىشوذ « 14 » ؛ همچنان خدمت تاج الدين متصدّر بيذار گشته جانب مدرسهء مولانا مىشتابذ ، مىبينذ كه حضرت خذاوندگار برابر آمذه مىفرمايذ كه مولانا تاج الدين آن همه از بركت شما بوذ كه از زحير سعير رهيذ و بنعيم كثير ملك « 17 » كبير « 4 » رسيذ ؛ اكنون اى بزرگ دين ! جائى كه سخنان اوليا چنين دستگيرى فرمايذ « 18 » و غياث مستغيثين گردذ
--> ( 3 / 597 ) Z 170 آ B 159 آ K 108376 ، II , H ؛ 33 ، II , T ( 2 ) او KB : - Z ( 5 ) در ZK : - B ( 1 ) ديذ ZK : - B ( 7 ) دوزخى BK : دوزخيان Z ( 9 ) تاج الدين ZK : تاج B ( 10 ) هيبت hZBK - Z ( 3 ) آن ZK : اين B ( 13 ) ريزد BZ : ريزند K ( 14 ) مىشود BK : مىشذ Z ( 17 ) ملك BK : - Z ( 4 ) كبير ZK : كثير B ( 18 ) فرمايذ ZB : كند K