أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
601
مناقب العارفين ( فارسى )
امّا قدح آب « 1 » را از زبان سگ نگاه دارند كه آب قدح كوچك به ولوع سگ تفاوت پذيرذ و متغيّر شوذ « 2 » « 3 / 591 » همچنان در نقلست كه حضرت مولانا را مريدهء وليّه بوذ و او را نظام خاتون گفتندى و دايما با « 4 » فخر النساء مصاحبت « 3 » مىكرد ؛ مگر او را هوسى شذ كه حضرت مولانا را سماع دهذ و ياران را خدمت كنذ و او را غير از مقنعهء بورى هيچ نبوذ و آن را جهت تجهيز و تكفين خوذ نگاه مىداشت ؛ خدمتگاران خوذ را وصيّت كرد كه آن را بفروشند و ترتيب سماع كنند ؛ على الصباح حضرت مولانا به خانهء مذكوره حاضر گشته فرموذ كه نظام خاتون اينسو « 9 » بورى ، امّا بورى را مفروش ، ترا بايست شوذ ، اينك ما بسماع تو آمذيم ، با جمع اصحاب سه شبانروزى در خانهء او سماع بوذ « 11 » « 3 / 592 » همچنان نقلست كه در خانهء پروانه سماع عظيم بوذ و اكابر زمان در آن مكان اخوان وقت بوذند ، از غايت شور و حالات مولانا شيخ صدر الدين مستطرب گشته اين رباعى را مىگفت : ( شعر ) بىتو خبر از آيتِ منزل كه كنذ * يا فرقِ صحيح را از معتل كه كند هر نكتهء كه در شيوهء تحقيق افتذ * اى كاشفِ اسرار بگو حل كه كنذ و سر در قدم خذاوندگار مىماليذ و عاشقانه مىناليذ و از آن صحبت جانافزا مىباليذ و تحسينها مىكرد
--> ( 3 / 591 - 3 / 592 ) Z 168 آ B 157 ب K 4371 - 103 ، II , H ؛ 7 - 25 ، II , T ( 1 ) آب ZK قدح B ( 2 ) شود BK : + الحكاية Z ( 4 ) با ZK : - B ( 3 ) مصاحبت ZK : مصاحب B ( 9 ) سو ZK : سر B ( 11 ) بود BK : + الحكاية Z