أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

602

مناقب العارفين ( فارسى )

« 3 / 593 » همچنان از كرام اصحاب منقولست كه روزى خدمت مولانا شمس الدين ملطى حضرت مولانا را با جميع اصحاب بجانب باغ خوذ دعوت نموذه « 3 » ؛ استرى راهوار « 1 » حاضر كردند تا حضرت شيخ سوار شوذ ؛ چندانك عذرها آورد ممكن نشذ و چون بجدّ گرفتند براى خاطر خطير ايشان سوار گشته گامى چند نرفت تا استر فروخفت ، ياران از هر طرفى بسم اللّه بسم اللّه گفتند كه اين چنين استرى چه شذ كه فروافتاذ ؟ فرموذ كه از گرانى بار بسم اللّه مىخسبذ و ندانم كه بار عظمت بسم اللّه را كذام جانى و جانورى توانذ كشيذن شعر ( مضارع ) من هيكلى بديذم اسرارِ عشق در وى * كردم حمايل آن را از روى لاغ بازى تا شذ گران ترك شذ آن هيكلِ خذائى * تا برنتابذ آن را پشتِ هزار تازى تمامت ياران غريوكنان سر نهاذند و از آن قوّت الهى « 12 » متعجّب گشتند و همچنان در ميان ياران معانىگويان و سماع زنان پياذه روان « 13 » شذ « 3 / 594 » همچنان « 14 » روزى در مدرسهء مبارك تواجد نموذه در سماع مست شذه بوذ و تمامت جامها به گويندگان بخشيذه با تاى پيرهن عريان رقص مىكرد ؛ از ناگاه گره ازار گشوذه شذ ؛ همانا كه حضرت چلبى حسام الدين چست بر جست و حضرت مولانا را در كنار گرفته فرجى درپوشانيذ و بسماع شروع فرموذ ؛ گويند : سه شبانروزى در آن استغراق سغراق اذواق الهى مستغرق شذه بوذ و اين غزل را مىفرموذ :

--> ( 3 / 593 - 3 / 594 ) Z 168 آ - ب B 157 ب - 158 آ K 371 - 372 104 ، II , H ؛ 28 ، II , T ( 3 ) نموده B : نمود ZK ( 1 ) راهوار ZK : رهوار B ( 12 ) الهى ZB : خذائى K ( 13 ) روان BK : روانه Z ( 14 ) همچنان BK : - Z