أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

80

مناقب العارفين ( فارسى )

( 3 / 6 ) همچنان منقولست كه روزى حضرت شيخ صلاح الدين رضى اللّه عنه فرموذ كه در خدمت سيّد برهان الدين محقّق عظّم اللّه ذكره بحضور تمام مراقب نشسته بوذم ؛ و او از عظمت جلال « 3 » مولانا كلمات مىفرموذ ؛ گفت : در اوان صبا كه لالا و اتابك آن « 4 » سلطان بوذم ، در اوقات عروج خوذ بيست كرّت بيشتر حضرت او را بر گردن خوذ گرفته بالاى عرش برده‌ام ، تا بذين عظمت رسيذ ، و مرا برو حقوق بسيارست و او را بر من اضعاف و آلاف آنست و چون اين حكايت را به حضرت مولانا حكايت كردم ، فرموذ كه همچنانست و صذ هزار چندانست و رحمت « 9 » و احسان آن خاندان بسيار است « 8 » و بىپايانست و اين بيت را گفت « 10 » بيت ( بسيط ) احسن إلى الناس تستعبد قلوبهم * فطالما استعبد الانسان إحسان ( 3 / 7 ) الحكاية : همچنان شيخ سنان الدين اقشهرى كه از كبار اصحاب كشف بوذ ، روايت چنان كرد كه چون حضرت مولانا به طرف دمشق براى تحصيل كردن علوم « 15 » عزيمت نموذ ؛ مگر قافلهء شام در ولايت سيس به مغارهء رسيذه نزول كردند و در ان مغاره چهل نفر راهبان مرتاض منقطع مىبوذند ، تا حدّى كه كشف رازهاى عالم ملك مىكردند « 17 » ، و از مغيّبات سفلى خبر مىداذند ، و ضمائر مردم مىگفتند ، و از اطراف تحف و نذورشان مىبردند ؛ همانا كه چون حضرت مولانا را ديذند ، كوذكى را اشارت كردند تا آهنگ جوّ هوا كرده ميان ارض و سما « 20 » بايستاذ ؛ . . . . . . . . . .

--> ( 3 / 6 ) Z 25 آ B 24 آ K 62 46 , I , H ; 48 , I , T ( 3 ) جلال ZB : حال K - - ( 4 ) آن ZK : او B - - ( 9 ) رحمت ZB : مرحمت K - - ( 8 ) بسيار است و ZK : - B - - ( 10 ) كفت ZB : مىكفت K - - ( 15 ) علوم ZK : - B - - ( 17 ) مىكردند ZB : كردند K - - ( 20 ) سما ZK : شما B