أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
68
مناقب العارفين ( فارسى )
پاكانند و ارواح پاكان و پاك روان همه حاضر شذهاند ؛ اى حاضر و ناظرى كه امانتى به من سپرده بوذى ، لطف كن بيا و بستان سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ( 37 / 102 ) و آهنگ رفتن كرد و گفت شعر ( رباعى ) اى دوست قبولم كن و جانم بستان * مستم كن و از هر دو جهانم بستان با هرچه دلم قرار گيرذ بىتو * آتش به من اندر زن و آنم بستان و به حق جان را تسليم كرد ؛ خادم فرياذ برآورده جامهها را چاك زذ ؛ همانا كه خبر وفات سيّد به خدمت صاحب شمس الدين و اكابر رسيذه افغانكنان و موىكنان حاضر شذند ؛ كافّهء اعاظم و اصاغر دار الفتح سرها باز كردند و سيّد را چنانك اركان اهل ايمانست حفّاظ قرآنخوانان ، و شيوخ ذكرگويان ، و علماء دستار پريشان ، و مقريان صلازنان ، در حظيرهء مباركش دفن كردند ؛ خدمت صاحب شمس الدين مالهاى فراوان خرج كرده عرسها ساخت « 13 » ، ختمها كردند ؛ و فرموذ « 14 » كه بالاى تربهء سيّد را پوشانيذند ؛ بعد از چند روز خراب شذ ؛ باز فرموذ كه طاقى برآوردند ؛ هم منهدم گشت ؛ شبى حضرت سيّد را بخواب ديذ كه بر سر ما عمارت مكنيذ « 16 » ؛ بعد از آنك چهلم بگذشت مكتوبى درين باب به حضرت خذاوندگار اصدار كرد ؛ مولانا با اصحاب كرام اكرام نموذه بسوى « 18 » قيصريه عازم شذ ؛ و زيارت سيّد را دريافته از نو عرسى بنياذ كردند ؛ تمامت كتب « 19 » و اجزاى سيّد را صاحب شمس الدين عرضه داشته ؛ . . . . . . . . . .
--> ( 13 ) ساخت ZK : ساخته B - - ( 14 ) فرموذ BK : فرموذند Z - - ( 16 ) مكنيد ZK : مكند B - - ( 18 ) بسوى BK : سوى Z - - ( 19 ) كتب ZK : كند ( ! ) B