أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

69

مناقب العارفين ( فارسى )

آنچه مطلوب ايشان بوذ قبول كردند و چند جزئى برسم تبرّك و ياذگار سيّد به صاحب بخشيذند و باز « 2 » بسوى قونيه عزيمت فرموذند ( 2 / 18 ) همچنان از مريدان حضرت بهاء ولد منقولست كه اوقات سيّد از استماع معارف شيخ و كشف اسرار چنان گرم شذى كه هر دو پاى خوذ را در آتش منقل نهاذه به دستان خوذ جمرات آتش را فروكشتى ؛ تا حضرت بهاء ولد بانگ « 6 » بر وى زذى كه او را از مجلس بيرون كنيذ ، تا حضور ما « 7 » مشوّش نشوذ ، و چون نعرهء شيخ در گوش سيّد مىرسيذ در حال ساكن مىشذ « 1 » ( 2 / 19 ) همچنان حضرت چلبى عارف قدّس اللّه لطيفته « 9 » از حضرت مولانا قدس اللّه سرّه « 10 » روايت كرد كه روزى حكايت كرده است كه رياضت سيّد ما « 11 » به‌غايتى بوذ كه ده و پانزده روز چيزى « 12 » افطار نمىكرد و چون نفسش تقاضا كردى و افتقار نموذى ، سيّد برمىخاست و به دكّان رواسى « 13 » مىرفت و در تغارى « 14 » كه آب سر را به سگان مىريختند و در آنجا بقيّهء كه مانده بوذى ، از آنجا قصد نوشيذن مىكرد و مىگفت : « 15 » اى نفسك فضول دسترس من همين قدرست ؛ معذورم دار و ديگر زحمتم مده ؛ اگر سر نوشيذن دارى بنوش و مىگفت : . . . . . . . . . .

--> ( 2 / 18 - 19 ) Z 21 ب B 21 ب K 54 56 ، ، ؛ 71 ، ، ( 2 ) باز ZK : - B - - ( 6 ) بانك ZK : بانكى B - - ( 7 ) ما ZB : - K - - ( 9 ) لطيفته ZK : سرّه B - - ( 10 ) سره ZK : - B - - ( 11 ) ما ZK : - B - - ( 12 ) چيزى ZB : - K - - ( 13 ) رواسى ZK : روانى ( ! ) B - - ( 14 ) تغارى ZB : ثغاره‌ئى K - - ( 15 ) : - B ( 1 ) ( 2 / 19 ) همچنان . . . ص 70 / 2 جانكذار : ر . ك . به سپهسالار ، ص 123