أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

48

مناقب العارفين ( فارسى )

قيامت در سايهء مولاناى بزرگ خواهيم بوذن ؛ و همه بسبب او به حضرت حق خواهيم رسيذن و همه را خذا براى خاطر مولاناى بزرگ رحمت خواهذ كردن ( 1 / 51 ) منقولست كه عارف ربّانى ، واقف اسرار معانى ، خواجگى گهواره‌گر كه از مريدان و اصل مولاناى بزرگ بوذ رضى اللّه عنه « 5 » ، روزى از شيخ پرسيذ كه هركه شراب خورذ چون « 6 » شوذ ؟ گفت : سگ شوذ ، خوك شوذ ، پوزينه شوذ ؛ پيش سيّد برهان الدين آن حكايت را روايت كرد ؛ فرموذ كه شيخم فتوى داذ كه هر كو چنين شوذ او را حرام باشذ ؛ اگر چنين مىشوى مخور ، و اگر نمىشوى تو آن نباشى شعر ( رمل ) لقمه و نكته‌ست كامل را حلال * تو نهء كامل مخور مىباش لال « 10 » ( 1 / 52 ) همچنان منقولست كه چون حضرت بهاء ولد از عالم ملك بملكوت سماوات نقل فرموذ حضرت خداونذگار در سنّ بيست و چهار « 13 » سالگى بوذه در سال هفتدهم « 14 » تأهّل كرد « 15 » و بارها در مجمع اصحاب مىگفت كه اگر حضرت مولاناى بزرگ سالى چند مىماند ، من محتاج شمس الدين تبريزى خواستم شذن ؛ چه هر پيغمبرى را از ابو بكرى ناگزيرست و عيسى را حواريون در خور شعر ( رمل ) هر پيمبر اندرين راهِ درست * معجزه بنموذ و همراهان بجست . . . . . . . . . .

--> ( 1 / 51 - 52 ) Z 16 آ B 16 آ K 39 83 , I , H ; 84 , I , T ( 5 ) عنه ZK : - B - - ( 6 ) چون ZK : - B - - ( 13 ) بيست و چهار K : چهارده ZB - - ( 14 ) هفتدهم ZB : هفتده K - - ( 15 ) كرد ZK : كرده B ( 10 ) لقمه . . . لال : NM ج 1 ، ص 100 / 1621 ؛ AM 43 / 22