أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

44

مناقب العارفين ( فارسى )

بوذه است كه روزى حضرت بهاء ولد در مسجد سلطان تذكير مىفرموذ و تمامت علماء و فقراء و امراء و سلطان حاضر بوذند و حضرت بهاء ولد در سبب نزول هر آيتى و تحقيق آن و اسرار هر كلمهء گوناگون تفسيرها تقرير مىكرد و بسط كلام مىفرموذ ؛ مگر در ضمير بدر الدين گوهر « 4 » تاش گذشته باشذ كه زهى ذهن صافى و استحضار عظيم و مطالعهء بسيار كه چندين اقاويل و امثال بيان مىكنذ و اين مقدور « 6 » هيچ مفسّرى و مذكّرى نيست ؛ همانا كه از سر منبر اشارت فرموذ كه امير بدر الدين عشرى بخوان ؛ از غايت دهشت و هيبت سلطان بغتة سورهء قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ( 23 / 1 ) سرآغاز كرد ، فرموذ كه اكنون بىاستحضار و مطالعهء بسيار بشنو تا چند آذينه در تحقيق كلمهء قد تفسير و معانى مىفرموذ ؛ غريو از نهاذ خلايق برخاست ؛ فى الحال بدر الدين گوهر « 11 » تاش ضمير خوذ را به حضرت « 12 » سلطان عرضه داشته « 14 » فروذ آمذ « 17 » و پايهء منبر را بوسه داذه « 18 » بنده و مريد « 13 » شذ ؛ بهاء ولد فرموذ كه براى شكرانهء اين حالت جهت فرزندان من مدرسهء بساز ؛ آن بوذ كه مدرسهء خذاوندگار را ساخته و وقفها نهاذ و چندانك در قيد حيات « 15 » بوذ ، در قند حيات بوذ و وجود خوذ را بكلّى وقف خانذان او ساخته بوذ « 16 » ( 1 / 46 ) الحكاية : همچنان منقولست كه خدمت خليفهء بغداذ شيخ شهاب الدين سهروردى را رحمة اللّه عليه به خدمت سلطان علاء الدين كيقباذ

--> ( 1 / 46 ) Z 14 ب B 14 ب K 36 53 , I , H ; 44 , I , T ( 4 ) كوهر ZK : كهر B - - ( 6 ) مقدور ZK : استطاعت B - - ( 11 ) كوهر ZK : كهر B - - ( 12 ) به حضرت ZK : - B - - ( 14 ) داشته Z : داشت KB - - ( 17 ) آمذ ZK : آمذند Z - - ( 18 ) داذه ZK : + و B - - ( 13 ) و مريد ZK : مريد B - - ( 15 ) حيات ZK : حناب ( ؟ ) B - - ( 16 ) ساخته بود ZK : ساخته B