أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

21

مناقب العارفين ( فارسى )

كه پسر چنگز خان بوذ كشته شذ ؛ چنگز خان را به‌غايت سخت آمذ ؛ « 1 » چنان يساق « 2 » كرد كه هر كه بدست آيذ از صغار و كبار و اطفال بكشند و زنان حامله را شكم بدرند و حيوانات شهر را بكلّى قربان كنند و بلخ را به زمين هموار كنند ( 1 / 13 ) و منقول چنانست كه دوازده هزار مسجد محلّات را آتش زذند و در ميان مساجد « 6 » چهارده هزار ختمهء قرآن سوخته شذ و قرب پنجاه هزار دانشمند و طلبهء علم و حفّاظ را بقتل آوردند ؛ بيرون عوام الناس كه بقلم آيذ ؟ « 8 » و گويند « 9 » دويست هزار آدمىزاذ را فروزذند « 10 » و آنچ بنهب و غارت بردند نهايت نداشت و تمامت آن ملك را خراب و يباب كرده در پى محمّد خوارزمشاه افتاذند تا او را هلاك كنند ، و دران وهلت كه لشكر مغل در اغارت « 11 » و مقاتله مشغول بوذند مگر عزيزى بوذ از مريدان بهاء ولد كه صاحب كشف و كرامات بوذ ، تمامت اكابر بلخ به فرياذ پيش او درآمذند كه گناهان ما را از حضرت اللّه بخواه و شفيع ما عاصيان شو تا ظلمات اين قضا زائل شوذ ؛ درويش آن شب تا هنگام سحر سهر كرده تضرّع و ابتهال عظيم نموذ ؛ سحرگاه از عالم غيب هاتفى آواز داذ كه يا أيّها الكفرة اقتلوا الفجرة ؛ بعد از سوم « 16 » روز آن جماعت را به آن عزيز شهيد كردند طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ ( 13 / 29 ) . . . . . . . . . .

--> ( 1 ) آمذ ZK : آمده B - - ( 2 ) يساق Z : يسق K امر B - - ( 6 ) مساجد ZK : مسجد B - - ( 8 ) آيذ BK : آمذ Z ( 9 ) - - كويند ZK : + كه B ( 10 ) - - فروزدند ZK : فروريزند B - - ( 11 ) اغارت ZK : غارت B - - ( 16 ) سوم ZK : سيوم B