سيد عبد الحسين طيب

كلم الطيب 98

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )

مفاهيم عوارضند و نميشود حادث باشند و بر ذات عارض شوند ، زيرا لازم مىآيد كه خداوند محل حوادث باشد ، لذا قائل شدند كه اين صفات مغاير يكديگر و زائد بر ذات و جداى از ذات ( نه عارض بر آن ) و همه آنها قديم‌اند . و جواب آنها اين ستكه اولا - بين مفهوم و مصداق « 1 » اشتباه كرده‌اند و درست است كه مفهوم علم غير از مفهوم قدرت و مفهوم قدرت غير از مفهوم حيوة و همچنين مفهوم صفات غير از مفهوم ذات است ، لكن مصداق آنها واحد و بسيط است به اين معنى كه اين مفاهيم متعدده از صرف ذات واجب الوجود انتزاع مىشود و چه مانعى دارد كه از مصداق واحد و بسيط من جميع الجهات مفاهيم متعدد منتزع گردد . و ثانيا - اگر صفات غير از ذات باشد احتياج ذات بصفات لازم آيد و احتياج نقص و از لوازم امكانست . و ثالثا - اين قول موجب تعدد قدماء خواهد بود به اين معنى كه لازم مىآيد غير از ذات واجب الوجود موجودات ديگرى هم قديم باشند و حال آنكه قديم بودن منحصر بذات اوست و باقى موجودات حادثند . و بهشميه ( طائفه از متكلمين اهل تسنن هستند ) چون ديدند بنا بر قول اشاعره بايد ملتزم بتعدد قدماء شوند و اين خلاف برهان عقل و نقل است ، لذا باحوال قائل شدند به اين معنى كه صفات را حالتى بين وجود و عدم فرض كردند و

--> ( 1 ) مفهوم عبارت از معنائى است كه در ذهن تصور مىشود و مصداق آن چيزيست كه مفهوم در خارج بر وى صادق مىآيد ، مثلا قدرت داراى مفهومى است كه آن مفهوم يعنى توانائى در شخص قادر مصداق پيدا مىكند و همينطور است ساير صفات ، و مراد از اينكه مفاهيم متعدد و مصداق واحد است ، اين ستكه آن معنائى كه از علم فهميده مىشود غير از معنائى است كه از قدرت فهميده مىشود و همچنين ساير صفات ولى منشأ تمام آنها ذات بسيط و مجرد واجب الوجود است كه از هرگونه تركيب و تعدد مبرا مىباشد .