سيد عبد الحسين طيب

كلم الطيب 95

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )

پنجم از اقسام توحيد ، توحيد نظرى است : و توحيد نظرى آنست كه بنده جز خدا نبيند و جز خدا نخواهد و جز خدا نجويد و بجز خدا به كسى اميد ، يا از كسى بيم نداشته باشد و محبت و دوستى غير خدا را نداشته باشد و هواپرست و دنيا طلب و خودبين نباشد . حتى در خبر وارد شده كه اذا اشتغل اهل الجنة بالجنة اشتغل اهل اللّه باللّه ( وقتى كه اهل بهشت بنعم بهشتى مشغول ميشوند مقربان درگاه احديت بمشاهده انوار جمال او محظوظ گردند ) . گر بشكافند سراپاى من * جز تو نجويند در اعضاى من ششم از صفات سلبيه نفى معانى و احوال است . و مراد از نفى معانى « 1 » اينست كه حقتعالى معانى و صفات زائد بر ذات مانند صفات ممكنات ندارد بلكه صفات كماليه او عين ذات اوست و دليل بر اين امر اين ستكه چنانچه گذشت

--> ( 1 ) اسماء مشتقه از قبيل عالم و قادر و مريد و ضارب و امثال اينها را اكثر به اين عبارت تفسير كرده‌اند كه ( ذات ثبت له العلم او القدرة او الارادة او الضرب و نحوها ) يعنى عالم ذاتى است كه صفت علم براى او ثابت و قادر ذاتى است كه صفت قدرت براى او حاصل است و همچنين ساير اسماء مشتقه ، لذا بايد اين صفات قائم بذات باشد يا قيام صدورى مثل ضرب كه قيامش بذات ضارب از جهت صدور از اوست ، يا قيام حلولى مانند علم كه در شخص عالم حلول نموده و يا قيام وقوعى مثل نوم كه بر ذات نائم واقع مىشود ، و مقصود از معانى كه از ذات اقدس حق بايد سلب نمود اين معانى است . لكن جماعتى از حكماء و اصوليين گفتند كه الفاظ وضع شده از براى معانى عامه مثلا علم به معناى انكشاف اشياء نزد شخص است و نور به معناى چيزى است كه بذات خود ظاهر باشد و غير خود را هم ظاهر نمايد ، بنابراين حقيقت معناى علم در حقتعالى بنحو اتم و اكمل موجود است زيرا تمام اشياء نزد او حاضر و منكشف مىباشد ، و همچنين حقيقت معناى نور در او موجود است چون وجودش ظاهر بالذات مظهر تمام ماهيات است و همينطور ساير معانى لذا اطلاق معانى به اين بيان بر واجب الوجود روا است .