سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 90
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
دوم - دلالت التزامى به اين معنى كه چون معبود به حق منحصر به اوست پس واجب الوجودى هم مختص به او و تمام نعم و الطاف نيز از جانب او خواهد بود براى اينكه اگر غير از او واجب الوجودى يا منعمى كه مصدر بعضى از نعم باشد وجود داشت او نيز لايق پرستش بود ، بنابراين كلمه طيبه بدلالت التزامى بر توحيد ذاتى و افعالى هم دلالت مىكند . سوم - دلالت اقتضائى و آن دلالتى است عقلى كه صدق و صحت كلام مستلزم و مقتضى آنست ، مثلا اگر كلامى از پيغمبر يا امام صادر شود كه يقين به صحت و صدق آن باشد به حكم عقل ، جميع آنچه متوقف بر صدق اين كلام و مقتضاى آنست ثابت و محقق خواهد بود ، بنابراين ميگوئيم لفظ ( اللّه ) در كلمهء طيبه ( لا إله الا اللّه ) اسم است براى ذاتى كه مستجمع جميع صفات كمال و منزّه از جميع نواقص باشد و مقتضاى اين معنى اينست كه كارهاى او موافق حكمت و مصلحت بوده و فعل قبيح و لغو و ظلم از وى صادر نشود و اين معنى عدل است و از لوازم عدل ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام و نصب امام - يعنى - حافظ و مبيّن احكام در جميع ازمنه و ايام و قرار دادن دار جزاء براى مطيع و عاصى و مؤمن و كافر است چنانچه در مبحث عدل بيان خواهد شد . پس به اين كلمه ، توحيد و عدل و نبوت و امامت و معاد و جميع متعلقات آنها ثابت خواهد شد . و اشاره به اين معنى است حديث سلسلة الذهب كه حضرت رضا عليه السّلام از آباء گرامش از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و سلّم نقل ميفرمايد : كه جبرئيل از جانب خداى جليل وحى رسانيد ، كلمة لا إله الا اللّه حصنى و من قالها دخل فى حصنى و من دخل فى حصنى امن من عذابى ( يعنى كلمه لا إله الا اللّه قلعه محكم من است و هر كه به آن اقرار كند داخل در قلعه من شده است و هر كه در قلعه من داخل شد از عذاب من ايمن خواهد بود ) و بعد از آن حضرت فرمودند : اما بشروطها و انا من شروطها ( ولى بشرايطى كه مقتضى اقرار به اين كلمه است و من يكى از آن شرايط هستم ) .