سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 44
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
بود بلكه اگر دو آينه مقابل يكديگر قرار گيرد از انعكاس هر يك در ديگرى انوار غير متناهى ايجاد گردد بنابراين عقول عرضيه را غير متناهى ميداند و حكماى اسلامى ملائكه را به اين عقول تفسير كردهاند . و در جواب و رد بر آنها ميگوئيم : اولا - اين دو قاعده ( الواحد لا يصدر عنه الا الواحد و الواحد لا يصدر الا عن الواحد ) فقط در مورد علت موجبه تمام است ولى درباره واجب الوجود كه قادر و فاعل مختار است صادق نيست ، براى اينكه افعال او از روى حكمت و مصلحت است و چون حكم و مصالح مختلف است افعال او نيز بحسب آنها مختلف و متعدد مىشود و اين لطمهء بتجرد و بساطت ذات او نخواهد زد زيرا ذات واجب الوجود علت فاعلى است و مصلحت و حكمت علت غائى ، و لذا از واجب الوجود در قرآن و اخبار تعبير به علت نشده بلكه به خالق و رازق و موجد و محيى و مميت و مثل اينها تعبير شده است . و اينكه حكما علت غائى را عين علت فاعلى ميدانند و نفس ذات را غايت ميشمارند درست نيست براى اينكه غايت هر شيئى چيزى است كه منشأ حسن آن شيئى گردد و فائدهايست كه بر وجود او مترتب باشد و مسلم است كه ذات مقدس او هيچ فايدهء از وجود ممكنات نميبرد و احتياجى به آنها ندارد . من نكردم خلق تا سودى كنم * بلكه تا بر بندگان جودى كنم و در مبحث عدل بيايد كه حكم و مصالح بوجود و اعتباراتست و ذاتى نيست . و ثانيا - ترتيبى كه به جهت دفع اشكالى كه بر آنها وارد است براى آفرينش عالم ذكر كردهاند صرف حدس و خيال است و دليلى بر اثباتش ندارند و علاوه بر اشكالاتى كه بر آن وارد است مثل ترتيب آسمانها مخالف نص صريح آيات و اخبار بسيارى است كه آفرينش جميع موجودات را به حق تعالى نسبت ميدهد و خالق و رازق و موجد و فاطر و محيى و مميت ، همه را منحصر بذات مقدس حق ميشمارد كه در محل خود ببعض آنها اشاره خواهد شد .