سيد عبد الحسين طيب

كلم الطيب 43

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )

واحد داراى علل مختلف باشد زيرا بين علت و معلول مناسبت شرط است و گرنه هر چيزى ميتوانست علت هر چيزى باشد و معلوم است كه دو معلول مختلف و متباين علت آنها نيز با يكديگر متباينند بنابراين علت اين معلول نميتواند علت معلول ديگرى باشد و چون ذات واجب الوجود مجرد و بسيط من جميع الجهات است لذا نميتواند داراى معلولات متعدد باشد زيرا در اين صورت براى هر معلولى جهتى در ذات او بايد فرض شود و لازمه اين امر تركيب است . و چون ديدند اين قاعده با اختلافاتى كه در موجودات مشاهده ميگردد و انواع متعدد و مختلفى كه در آنها ديده مىشود منافات دارد لذا براى آفرينش عالم يكى از دو مسلك را اتخاذ كردند . مسلك اول - از افلاطون است كه عقول طوليه قائل است و ميگويد : از واجب - الوجود عقل اول صادر شد و چون عقل اول داراى دو جهت و مركب از وجود و ماهيت بود از جهت وجودش عقل دوم و از جهت ماهيتش فلك اول صادر شد و به همين ترتيب از جهت وجود عقل دوم عقل سوم و از جهت ماهيتش فلك دوم تا عقل نهم كه از جهت وجودش عقل دهم و از جهت ماهيتش فلك نهم پيدا شد و عقل دهم علت ايجاد موجودات عالم پائين گرديد . و مسلك دوم از ارسطو است كه عقول عرضيه قائل است و ميگويد از واجب الوجود عقل اول صادر شد و از جهت وجود عقل اول يك عقل و از جهت ارتباط و استشراق ( كسب نورانيت ) از علتش يك عقل ديگر ايجاد شد و اين دو عقل از جهت وجودشان دو عقل و از جهت ارتباط و استشراقشان از عقل اول نيز دو عقل و همچنين از جهت استشراقشان از علت العلل ( واجب الوجود ) نيز دو عقل ايجاد گرديد و همينطور الى غير النهايه ، و تنظير كرده‌اند بآينه كه در مقابل نور خورشيد گرفته شود نورى از او ظاهر مىشود و اگر آينه ديگر مقابل نور خورشيد و نور آينه اولى گذارده شود دو نور از او ظاهر شود و همينطور هر چه آينه زيادتر شود انوار زيادترى ظاهر گردد و اگر آينه‌ها غير متناهى باشد انوار هم غير متناهى خواهد