العلامة المجلسي

64

حق اليقين ( فارسى )

ربيعه و عباية بن ربعى و ابن عباس و ابو ذر و جابر و غير ايشان روايت كرده‌اند و حسان شاعر و غير او بنظم در آورده‌اند و آنچه وجه دلالتش بر امامت آن حضرت آنست كه انما كلمهء حصر است و ولى در لغت به چند معنى آمده است ياور و دوست و صاحب اختيار و اولى به تصرف و دو معنى آخر نزديكند به يكديگر و در معنى اول معلوم است كه در اين آيه مراد نيست زيرا كه ياور و دوست مؤمنان مخصوص خدا و رسول و بعضى از مؤمنان كه موصوف به اين صفت باشند نيست بلكه همهء مؤمنين ياور و دوست يكديگرند چنانچه حق تعالى فرموده است كه وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ و ملائكه نيز محب و ياور مؤمنانند چنانچه فرموده است نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا بلكه بعضى از كفار محب و ياور بعضى از مؤمنان ميباشند اگر گويند كه آيه بلفظ جمع وارد شده چگونه مخصوص آن حضرت باشد جواب گوئيم كه در عرب و عجم اطلاق جمع بر واحد شايع است باعتبار تعظيم يا نكات ديگر در آيات كريمه نيز بسيار است با آنكه ما دعوى اختصاص نميكنيم زيرا كه در احاديث ما وارد شده است كه ساير ائمه نيز در اين آيه داخلند و هر امامى در قرب امامت البته به اين فضيلت فايز ميگردد و صاحب كشاف گفته مراد از اين آيه هر چند آن حضرت است اما بلفظ جمع آورده است كه ديگران نيز متابعت آن حضرت بكنند و مؤيد اينكه آيه در شأن آن حضرت است و مراد از اين آيه آن حضرت است و مراد بولايت امامت است آنكه در صحيح مسلم و صحيح ترمذى از عمر و بن حصين روايت كرده‌اند كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم لشكرى فرستاد و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را امير آن لشكر كرد چون حضرت فتح كرد يك كنيز از غنيمت براى خود برداشت و لشكر را اين معنى خوش نيامد و چهار نفر از صحابه اتفاق كردند كه چون به خدمت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مشرف شوند اين مطلب را به حضرت عرض كنند و قاعده چنان بود كه چون مسلمانان از جنگ بر ميگشتند اول به خدمت آن حضرت مشرف ميشدند و سلام ميكردند و بعد از آن بخانه‌هاى خود ميرفتند چون به خدمت آن حضرت رسيدند و سلام كردند يكى از چهار نفر برخاست و گفت امير المؤمنين عليه السّلام چنين كرد حضرت رسول رو از او گردانيد دويمى برخاست همان سخن را گفت باز حضرت رو گردانيد سيمى نيز گفت آن حضرت رو از او گردانيد چون چهارمى نيز گفت حضرت روى بايشان كرد و غضب از روى مباركش ظاهر بود سه مرتبه فرمود كه چه ميخواهيد از على بدرستى كه على از من است و من از اويم و او ولى هر مؤمن و مؤمنه است و ابن عبد البر در استيعاب روايت كرده است از ابن عباس كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بعلى بن أبي طالب عليه السّلام گفت كه تو ولى هر مؤمنى بعد از من پس معلوم شد كه ولايت امريست كه مخصوص به اوست ولى كه در آيه