العلامة المجلسي

49

حق اليقين ( فارسى )

وجه سيم [ نصب حافظان شريعت ] آنكه چون بعثت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مخصوص زمان آن حضرت نبود بلكه مبعوث است بر كافهء خلق تا روز قيامت از براى ايشان كتابى آورد و شريعتى از جانب خدا مقرر شد و آداب و سنن در هر امرى حتى خوردن و آشاميدن و جماع كردن و بيت الخلا رفتن از براى ايشان مقرر كرد و در فرائض و مواريث و قضايا و معاملات و احكام واقعه حقه بوحى الهى مقرر نمود و مدت بعثت آن حضرت مدت قليلى بود و در آن مدت جمع قليلى ظاهرا اذعان كردند كه اكثر آنها نيز در باطن منافق بودند پس هيچ عاقل تجويز اين مىكند كه خدا و رسول امرى چنين عظيم را ناتمام بگذارند و حافظى بر اين ملت و شريعت و كتاب و سنت كه معصوم و مأمون از كذب و سهو و تغيير و تبديل باشد مقرر نكنند و كتاب مجمل غامض ذو وجوه و محاملى در ميان ايشان بگذارند كه هنوز آن كتاب جمع و ترتيب نيافته باشد و آنچه در آن باشد در غايت اجمال باشد و هر كس به نحوى فهمد و مفسرى از براى آن تعيين نفرمايند يا آنكه از هزار يك احكام ضروريه در ظاهر آن نباشد و احاديث سنت در نهايت اختلاف و تشويش باشد و نو مسلمانى چند را كه هر يك انواع اغراض فاسده داشته باشند صاحب اختيار امت گردانند كه هر باطلى كه خواهند براى خود تعيين نمايند و آن جاهل باطل هر امرى كه رو دهد صحابه را جمع كند و خود مانند خر در گل مانده باشد و از اين و از آن پرسد تا بمقتضاى اغراض باطلهء خود يكى را ترجيح دهد هر كه بهرهء قليلى از عقل داشته باشد چنين امر شنيعى را بر خدا و رسول روا نميدارد و خداوند به آن لطف و رحمت نسبت بعباد خصوصا بر اين امت . پيغمبرى به آن مهربانى و شفقت در حق امت چگونه راضى به اين حيرت و ضلالت نسبت بايشان بشوند پيغمبر بزرگوارى كه آن همه آزارها بر بدن شريف و نفس لطيف خود براى هدايت امت قرار داد چون شد كه يك مرتبه دست از ايشان بر داشت و رئيسى براى ايشان قرار نداد و دهقانى كه در دهى بيمار شود براى شفقت بر رعيت خود و مزارع خود يك كسى را تعيين مىكند و وصيت براى ايشان مىكند و ضابطى براى متروكات خود تعيين مينمايد پيغمبر آخر الزمان از دنيا ميرود و براى دين و ملت و كتاب و سنت و رعيت و امت خود كسى را تعيين نميكند اگر در اين باب عقل حكم نكند در هيچ بديهى حكم نخواهد كرد . وجه چهارم [ عادت تعيين خليفه در جميع انبياء ] آنكه مخالفان نيز معترفند كه عادت مقررهء حقتعالى در جميع انبياء ( ع ) از آدم تا خاتم آن بود كه تا خليفه‌اى از براى ايشان تعيين نميكرد ايشان را از دنيا رحلت نميفرمود و سنت حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در جميع غزوات و سفرهاى جزئى كه آن جناب از مدينه مشرفه ميفرمود آن بود كه تعيين رئيس و خليفه ميفرمود و در جميع بلاد و قراى اسلام نيز البته حاكمى نصب مينمود و امر ايشان را به خود نميگذاشت پس چون در اين