العلامة المجلسي
50
حق اليقين ( فارسى )
مفارقت كبرى و سفر بىمنتها احوال ايشان را مهمل و امور ايشان را معطل مىگذاشت . وجه پنجم مرتبهء امامت چنان كه دانستى نظير منصب جليل نبوتست اگر امام را مردم توانند اختيار كرد بايد كه مردم نبى را نيز اختيار توانند كرد و اين باطل است باتفاق و ايضا بر مصالح عامهء عباد عقول ناقصهء امت كى ميتواند حكم كرد و عقلاء صاحب تدبير بسيار است كه كسى را از براى نسق قريهاى يا حكومتى تعيين مينمايند و در اندك وقت ظاهر مىشود كه خطا كردهاند و تغيير ميدهند پس برياست دين و دنياى عامه خلق چگونه عقول مردم وفا كند ايضا عصمت در آن شرطست چنانچه معلوم خواهد شد و كسى به غير حقتعالى بر آن مطلع نخواهد شد و ادلهء عقليه در اين باب بسيار است و اين رساله گنجايش ذكر آنها ندارد اما آياتى كه دلالت مىكند بر آنكه امام از جانب حقتعالى منصوب است و ما در اين رساله به چندين آيه اكتفا مينمائيم ( اول ) آيهء وافى هدايه الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي يعنى امروز كامل گردانيدم از براى شما دين شما را تمام گردانيدم بر شما نعمت خود را و شك نيست در آنكه امام از معظم اركان دين است و هيچ نعمتى براى صلاح دين و دنياى امت اعظم از امام نيست پس بايد كه حقتعالى نصب امام از براى امت كرده باشد با آنكه احاديث مستفيضه از طرق خاصه و عامه وارد شده است كه اين آيهء شريفه بعد از از نصب امير المؤمنين عليه السّلام در غدير خم نازل شد . دليل دويم در آيهء كريمه وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ مفسران خاصه و عامه گفتهاند كه يعنى كفار قريش ميگفتند كه چرا فرستاده نشد اين قرآن به دو مرد عظيم از اهل مكه و طائف مانند وليد بن مغيره كه در مكه بود و عروة بن مسعود كه در طائف بود كه ايشان اموال و بساتين بسيار دارند حقتعالى در رد قول باطل ايشان فرمود كه آيا ايشان قسمت ميكنند رحمت پروردگارت را يعنى پيغمبرى ترا بهر كس خواهند ميدهند ما تقسيم كرديم ميان ايشان معيشت ايشان را در زندگانى دنيا و بعضى را بلندتر كرديم از بعضى بحسب دنيا بدرجات بسيار تا آنكه به يكديگر محتاج باشند و بعضى از ايشان بعضى را به كارهاى خود بدارند و به اين سبب احوال عالم منظم گردد و حال آنكه رحمت پروردگار تو بهتر است از آنچه ايشان جمع ميكنند از اموال فانيهء دنيا يعنى هرگاه ما قسمت اموال و زخارف دنيا را كه نزد ما قدرى و اعتبارى ندارد بايشان نميگذاريم بلكه خود تقسيم كنيم پس چگونه قسمت نبوت است را به اين رفعت شأن به اختيار ايشان گذاريم و هرگاه دانستى كه مرتبهء امامت نظير درجهء نبوت است و