العلامة المجلسي

48

حق اليقين ( فارسى )

باب پنجم در امامت است و مراد از امام كسى است كه مقتدا و پيشواى امت باشد در جميع امور دنيا و دين به نحوى كه پيغمبر ميكرد بنيابت و جانشينى پيغمبر نه بر سبيل استقلال و در آن چند مقصد است : مقصد اول در وجوب نصب امام است بدان كه امت خلاف كرده‌اند در آنكه امام بمعنى كه مذكور شد نصب كردن او ضرور و واجب است يا نه و بر تقدير وجوب بر حقتعالى واجب است يا بر امت ايضا خلاف است كه عقل حكم مىكند بوجوبش يا بشرع معلوم شده است و ذكر خلافهاى ايشان ثمره ندارد و آنچه فرقهء ناجيهء اماميه بر آن اتفاق كرده‌اند آنست كه واجب است بر پروردگار عالم عقلا و سمعا نصب كردن امام - اما عقلا به چندين وجه : وجه اول آنكه هر دليلى كه دلالت بر وجوب فرستادن پيغمبران مىكند بر نصب امام نيز مىكند چه معلوم است كه مردم را در انتظار امور دين و دنياى ايشان ناچار است از رئيسى و سر كردهء كه در امور مختلفه ايشان را به راه است هدايت نمايد و رفع مخاصمه و منازعه و مجادله و مغالبهء ايشان را كه بالضرورة در معاملات و معاشرات ايشان رومىدهد بر وجه حق و ثواب از ايشان بكند و همهء عقول بر اين معنى مفطورند و چنين كسى يا نبى است يا امام كه جانشين او است خصوصا بعد از حضرت رسالت كه خاتم پيغمبرانست و بعد از او اميد بعثت پيغمبر ديگر نيست . وجه دويم آنكه نصب امام لطف است و لطف بر خدا واجبست عقلا ايضا اصلح بر حقتعالى واجب است و شكى نيست در آنكه اصلح به حال عباد و در جميع احوال و از زمان وجود رئيس و حاكمى است على الاطلاق كه اختيار دين و دنياى ايشان بدست او باشد و چنين رئيسى يا پيغمبر است يا امام و در زمانى كه پيغمبر نباشد منحصر است بر امام .