العلامة المجلسي

23

حق اليقين ( فارسى )

سابق و خيريت محض است و اختلاف در قابليت مواد ممكناتست و هر چيزى را در خور قابليت ماده و مصلحت نظام كل بهره از فيض شامل خوردن است اما زياده از آن عطا فرمايد مخالف علم شامل او خواهد بود بكل مصالح و مصالح كل بلا تشبيه از بابت باران رحمت كه چون مىبارد بر همه چيز نيكو مىبارد اما باعتبار اختلاف مواد و قابليات در يك زمين گل و سنبل ميروياند و در يك زمين خار بيمقدار ظاهر ميگرداند و در يك زمين اشجار و اثمار و در ديگرى آبها و انهار به عمل مىآورد و يك خانه را آبادان مىگرداند - و ديگرى را ويران و همه از يك باران است . هر چه هست از قامت ناساز بىاندام ماست * ور نه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست و در اين رساله زياده از اين بيان مناسب نيست مبحث ششم آنكه جناب مقدس الهى را نامهاى بسيار هست چنان كه فرموده است لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها يعنى خداوند عالم را نامهاى بسيار نيكو هست پس بخوانيد او را به آن نامها و اسماء بسيار كه در آيات و اخبار و ادعيه وارد شده است و احوط آنست كه خدا را به غير نامها كه در آيات و اخبار وارد شده است نخوانند و حق آنست كه نامهاى خدا حرفى چندند و مخلوقند و حادثند و بعضى از سنيان قائل شده‌اند كه نامهاى او عين او است و اين سخن بهذيان شبيه است و در اخبار وارد شده است كه هر كه بر اين قول قائل شود كافر است و هر كه عبادت نام كند بىمعنى كافر است و هر كه عبادت نام كند و معنى هر دو با خدا شريك قرار داده و هر كه عبادت نام كند ذاتى را كه اين نامها بر او اطلاق ميكنند خدا را بيگانگى پرستيده است . مبحث هفتم آنكه حقتعالى با چيزى متحد نميشود زيرا كه اتحاد اثنين محالست و او را زن و فرزند نمىباشد و در چيزى حلول نميكند چنان كه نصارى ميگويند كه حضرت عيسى ( على نبينا و آله و عليه السلام ) فرزند خدا است يا خدا در او حلول كرده است يا با او متحد شده است و اينهمه مستلزم عجز و نقص حقتعالى است و عين كفر است و آنچه بعضى از صوفيه ميگويند كه حقتعالى عين اشياء است يا آنكه ماهيات ممكنه امور اعتباريه‌اند و عارض ذات حق شده‌اند يا آنكه خدا در عارف حلول مىكند - و با او متحد مىشود همه