نور الدين علي بن أحمد السمهودي ( مترجم : سيد كمال حاج سيد جوادى )
64
خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفى ( ص ) ( اخبار مدينه ) ( فارسى )
كسى را كه شفاعت كنم از أهل « 1 » امّت خود أهل مدينه است بعد از آن أهل مكة وبعد از آن أهل طايف . امام احمد به اسناد صحيح روايت كرده كه هر گاه كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به مكّه درمىآمد ومىگفت : اى بار خدايا ! نگردان مرگِ مرا به مكّه تا بيرون آرى ما را از پنجاه وبه صحّت پيوسته از عُمر كه گفت : اى خدايا ! روزى كن مرا شهادت در راه خود وگردان مرگ مرا در بلدهء رسول خود ، ومروى شده كه اين اجل دعاى آن مقتداى أهل هدايت بود ومروى شده كه هر كه را در مدينه باشد اصلى بايد كه به آن تمسّك كند وآن كس را كه اصلى نيست در آن بايد كه براي خود اصلى پيدا كند در آن وهر آينه مىآيد بر مردم زماني كه مىباشد آن كسى كه [ 11 - ب ] در آن أصل ندارد همچو خارج مُختار « 2 » به سوى غير آن ؛ ودر روايتي آمده است كه بايد كه اصلى در مدينه براي خود سازد اگر چه آن يك درخت باشد . زُهرى مرفوعاً روايت كرده كه در مكّه اتخاذ مكنيد أموال را ، بلكه اتخاذ آن كنيد در دار هجرت خود زيرا كه مرد با مال مىخواهد كه باشد . ظاهر در آن است كه مُخاطب به اين كلام مُهاجران بوده باشند كه بر ايشان نبود كه در مكة ساكن شوند والّا فضيلت مكة مقرّر است ، مؤيد اين است آنچه ابن عمر روايت كرده مرفوعاً اتخاذ أموال مكنيد از ماوراى روحاء كه مكاني است قريب مدينه وارتداد مكنيد بر اعقاب خود بعد از هجرت وبه زنى ندهيد دختران خود را به طُلقاء « 3 » اهلِ مكة . امّا نفى مدينه خبث را ، در صحيح بُخارى وارد شده كه به درستى كه مدينه طيبه است نفى مىكند ذنوب را ، يعنى پاك مىسازد ساكنش را از گناهان ، همچنان كه پاك مىسازد كورهء آتش ، چركينى نقره را وبعضي روايات ديگر آمده كه مدينه مردم بد را نفى مىكند يعنى بيرون مىكند . مُؤيد است اين را قول أو - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - در حق اعرابى كه گفت اقاله كن بيعت مرا ايشان ابا نمودند پس أو بيرون رفت . مدينه همچو كورهء آتش
--> ( 1 ) - ل : ندارد . ( 2 ) - م : تختار . ل : مجتاز . ( 3 ) - طلقاء : ج : طليق ، از بند رها كردگان .