السيد الخميني ( مترجم : فهرى )

شرح دعاى سحر 72

شرح دعاى سحر ( فارسى )

منكشف مىشود كه نور عبارت است از وجود ، و در دار هستى بجز أو نورى و ظهورى نيست ، و هر چه نور و ظهور است به أو باز مى گردد ( چنان كه در حديث وارد است ) : « اى خدايى كه نور را نورانى كرده‌اى . اى خدايى كه تاريكى ها و نور را قرار داده‌اى . » ( و در قرآن كريم است : ) « اللّه نور آسمان ها و زمين است . » و نورانيت انوار عرفى و نورانيت علوم با همهء مراتبش همه از آن نور گرفته شده و گر نه ماهيت آنها همه ظلمت است ، تاريكى هايى كه به روى هم انباشته شده و كدورتهايى كه در هم فرو رفته . پس نورانيت عالم ملك و ملكوت ، و ظهور پردگيان قدس و جبروت ، همه به واسطهء نور اوست و اوست نور مطلق و ظهور صرف ، بدون آنكه با كمترين ظلمت و كدورتى آميخته باشد ، و ديگر مراتب انوار همگى از نور اوست . و در دعاى كميل است : « بار الها ، تو را مى خوانم به نور و جهت آن چنان نورى كه همه چيز براي آن روشن شده است . » و در كافى از قمى ، و أو از حسين بن عبد اللّه صغير ، و أو از محمد بن إبراهيم جعفرى ، و أو از احمد بن علي بن محمد بن عبد اللّه بن عمر بن علي بن أبي طالب ، و أو از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « همانا خداى تعالى بود هنگامى كه بودى نبود ، پس بود و مكان را آفريد ، و نورها را آفريد ، و نور الأنوار را كه همهء انوار از آن نورانى شد آفريد ، و از نور خودش كه انوار از آن نورانى است در آن جارى كرد ، و آن همان نورى است كه از آن محمد و على را آفريد ، پس آن دو بزرگوار همواره دو نورهاى نخستين بودند چون پيش از آن دو چيزى پا به عرصهء وجود نگذاشته بود ، پس آن دو نور پاك و پاكيزه در صلب هاى پاك در جريان بود تا آنكه در پاكترين صلب هاى پاك كه عبارت از عبد اللّه و ابى طالب بود از هم جدا شدند . »