السيد الخميني ( مترجم : فهرى )

شرح دعاى سحر 70

شرح دعاى سحر ( فارسى )

مىشود و دريچهء قلب أو باز مىشود و آنها را از قشرهاى تعينات مجرد مى سازد ، و از گورستان ماهيت هاى تاريك برمى انگيزد ، و گرد و غبار عالم طبيعت را از سر و روى آن برمى افشاند ، و آنها را از عالم دنيا به عالم آخرت باز مى گرداند ، و از تاريكى تعين رهايى داده به نورانيت بي تعينى مى رساند ، و از دركات نقص به درجات كمال نائل مى سازد . و از اين شجرهء مباركه و چشمهء زلال است كه درهاى تأويل بر دلهاى سالكان باز مىشود و به شهر علماء راسخين ( دانشمندان استوار و پاى برجا ) درمى آيند و راه حس را پشت سر گذاشته به منازل كتاب الهى سفر مى كنند ، زيرا كه قرآن را منزلها و مرحله‌ها و ظاهرها و باطنهايى است كه پست ترين آنها آن است كه در پوستهء الفاظ محصور ، و در گورستان تعينات مدفون است ، چنان كه در حديث است كه « از براي قرآن ظاهرى است و باطنى و حدّى و مطّلعى » . و اين منزل واپسين نصيب كسانى است كه در زندانهاى تاريك عالم طبيعت زندانى هستند ، و ساير مراتب آن را لمس نمى كنند مگر آنان كه از كثافتهاى عالم طبيعت و حدث و آلودگى آن پاك بوده و با آب حياتى كه از چشمه‌هاى زلال و صاف جارى است وضو ساخته و دامن اهل بيت عصمت و طهارت را گرفته و به شجرهء ميمونهء مباركه متصل گشته و به دستاويز محكمى كه جدا نمى شود و ريسمان مستحكمى كه پاره نمى گردد چنگ زده باشند ، تا تأويل و تفسيرشان به رأى خود و از پيش خود نباشد ، زيرا تأويل قرآن را بجز خدا و استواران در دانش كسى نمى داند . پس همين كه سينه‌اش براي پذيرش اسلام حقيقي فراخ شد و هدايت و نور الهى شامل حال أو گرديد آن گاه مى فهمد كه نور نه فقط