جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )

ترجمة وشرح قصيدة عقيلة أتراب القصائد 562

گنجينه بهارستان ( مجموعه رساله در علوم قرآن و روايى ) ( فارسى )

توئى كريم وآمرزندهء گناهان وهركه اميد دارد از جز تو پس به درستى هلاك شده به درستى زيان كرد . هب لي بجودك ما يرضيك متّبعا * ومنك مبتغيا وفيك مصطبرا ببخش مرا به جوانمردى خود آنچه خوشنود مىگرداند تو را در حالي كه پيروى كننده‌ام واز تو جوينده‌ام ودر بلاهاى تو صبر كننده‌ام . والحمد للّه منشورا بشائره * مباركا أوّلا ودائما أخرا وسپاس مر خداى را در حالي كه گسترانيده است مژده‌هاى آن سپاس مبارك است اوّل است وهميشه آخرها است . « 1 » ثمّ الصّلاة على المختار سيّدنا * محمّد علم الهادين والسّفرا بعد از آن درود باد بر برگزيدهء مهتر ما محمّد نشانه راه‌نما يعنى پيشواى پيغمبران وميانجى كنندگان . تندى عبيرا ومسكا سحبها ديما * تمنى بها للمنى غاياتها شكرا درودى كه ببارد عبير ومشك ابرهاى أو شباروزى اندازه كرده شود به آن درود مرآرزوها را غايت‌هاى أو در حالي كه شكركننده است آن آرزوها به آن درود . وتنثنى فتعمّ الآل والشّيع ال * مهاجرين ومن آوى ومن نصرا وبازگردان درود پس فراگيرد أهل بيت رسول را وگروه‌هاى هجرت كنندگان را وآن كس كه پناه داد رسول را وآنكه يارى داد . « 2 »

--> ( 1 ) . ح : يعنى در اوّل ودر آخر هميشه سپاس باد مر خداى را در حالي كه آن سپاس را گسترده باشد مژده‌هاى أو يعنى به سبب آن سپاس هميشه مژده‌ها ورحمت ومغفرت وكرامت به ما مىرسد ه . ( 2 ) . ح : مراد از مهاجر أهل مكّه‌اند كه با رسول به مدينه آمدند وهجرت كردند واز أنصار مدنيان پيغامبر را پناه دادند ويارى كردند ه .