جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )
منهل العطشان 259
گنجينه بهارستان ( مجموعه رساله در علوم قرآن و روايى ) ( فارسى )
لحن در بعض مصحف بود وبعضي نه واختلاف أصلا در مصاحف واقع نشد الّا در آنچه راجع به وجوه قرائات باشد فبما وبما « 1 » ، ومن تحتها وتحتها « 2 » واين نه لحن است . واگر گويند لحن در جميع مصحف بود صحيح نيست از براي آنكه اين معنى مناقض قصد وى است در نصب امامي كه اقتدا به أو كنند . وى در آنجا خطا مشاهده كند ودر آن عصر خيار ناس باشد واقامهء آن لحن نكنند وبگذارند تا آنگاه كه بعد از ايشان آنرا راست كنند از دو جهت يكى آنكه با وجود تخليط در اسناد واضطراب در الفاظش نه مرسل است از براي آنكه يحيى بن يعمر وعكرمة از عثمان سماع نكردند وأو را نيز نديدند . ديگر آنكه ظاهر الفاظش نفى مىكند ورود أو [ را ] از عثمان ، از براي آنكه مستلزم طعن است بر وى . حاشا با وجود دين وامانت واسلام وشدّت اجتهاد وى در بذل نصيحت وصلاح امّت بس ممكن ومناسب نباشد بعد از آن لحنى در آنجا ببيند وتولّى تغيير آنرا به كسى گذارد كه بعد از أو بيايد از آنها كه شك نيست كه أو را مرتبهء عثمان وساير صحابه كه كتابت مصحف مىكردند نخواهد بود مثل اين سخن را قائل شدن واعتقاد كردن وحاشا كه أو در مصحف خطايى بيند وآنرا برقرار خود بدارد تا عرب آن را بعد از وى راست سازند . دوّم آنكه بر تقدير تسليم كه عثمان اين سخن گفته باشد لحن از ألفاظ مشترك است همچنانكه به معنى ايماء باشد ولحن به معنى أشارت آن است كه سخن گويند وبعضي نه چنانچه قصّهء آن عرب تميمي كه در بيابان به دست جماعتى گرفتار شد وميان تميم وبكر عداوت بود . واين قوم كه اين تميمي را گرفته بودند نه از قبائل بكر بودند وأو را به خيل خود بردند وبربستند وشور مىكردند در آنكه بر سر قبيلهء مأخوذ روند وغارت كنند . آن مأخوذ شاعر بود ، دو بيت بر رقعه نوشت وبه قوم خود فرستاد وآن مشتمل بر
--> ( 1 ) . شورى / 30 . نافع وابن عامر وأبو جعفر بدون فاء وبقيّه با فاء خواندهاند . ( 2 ) . مريم / 24 . ابن كثير وأبو عمرو وابن عامر وشعبه ورويس من تحتها وبقيّه من تحتها خواندهاند .