جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )
منهل العطشان 163
گنجينه بهارستان ( مجموعه رساله در علوم قرآن و روايى ) ( فارسى )
« وقد أثنى - تبارك وتعالى - على أصحاب رسول اللّه - صلّى اللّه عليه وآله وسلّم - من الفضل ما ليس لأحد بعدهم فرحمهم اللّه وهنّاهم ما أثابهم من ذلك ببلوغ أعلى منازل الصّدّيقين والشّهداء والصّالحين أدّوا إلينا سنن رسول اللّه - صلّى اللّه عليه وآله وسلّم - عامّا وخاصّا ، وعزما وإرشادا ، وعرفوا من سننه ما عرفنا وجهلنا ، وهم فوقنا في كلّ علم واجتهاد وورع وعقل وأمر استدرك به علم واستنبط به ، وآراؤهم لنا أحمد وأولى بنا من رأينا عند أنفسنا » . وقصّهء لحن وآنكه چون صحابه - رضى اللّه عنهم - مصاحف را بنوشتند به نظر عثمان آوردند وأو در آن نگاه كرد وگفت : « أحسنتم وأجملتم ، أرى به لحنا ستقيمه العرب بألسنتها » . وتوجيه آن در آخر بيايد إن شاء اللّه . فصل در ذكر آنكه : كه جمع كرد قرآن را در مصحف اوّلا وكه آن را بين اللّوحين درآورد ؟ وكتّاب وى از صحابه ؟ وآنكه چند نسخه نوشتند ؟ وهر نسخه به كجا فرستادند ؟ وسبب آنچه بود ؟ از ابن عبّاس - رضى اللّه عنه - مروى است كه جميع قرآن عظيم در شب قدر از لوح محفوظ به آسمان دنيا منزل شد واز آنجا بحسب مصالح ، پارهپاره بر حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه وآله وسلّم - نازل مىشد . وهرگاه كه جبرئيل - عليه السّلام - چيزى از قرآن فرود آوردى حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه وآله وسلّم - كتّاب خود را كه يكى از ايشان زيد بن ثابت است بفرمودى تا آن را كتابت كردندى بر حجاره وألواح وأكتاف وبرگ درخت خرما . وچون حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه وآله وسلّم - وفات يافت بر همان قرار بود . وامّا بسيارى از صحابه آن را ياد داشتند من أوّله إلى آخره ومرخّص
--> - گفتهاند : در زمان أو افصح وآگاهتر از أو در لغت وجود نداشت . نسبت أو به زعفرانيه در نزديكى بغداد است . ( الأعلام ، ج 2 ، ص 212 ) .