الشيخ المفيد ( مترجم : موسوى مجاب )
27
الإرشاد ( فارسى )
پس امامت امير مؤمنان عليه السّلام بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سى سال بود كه بيست و چهار سال و چند ماه آن صبر كرده و تقيّه و مدارا مىنمود و از تصرّف در اختيارات امور رهبرى و اجراى احكامش باز داشته شده بود ، و پنج سال و چند ماه باقيماندهء آن را به نبرد با منافقين از ناكثين و قاسطين و مارقين مشغول و از فتنههاى گمراهان دردمند بوده است همانگونه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سيزده سال از نبوّتش از اجراى احكام آن بازداشته شده بود در حالى كه ترسان و در محاصره و گريزان و رانده شده بود ، و در آن شرايط توان نبرد با كافران را نداشت و دفاع از مؤمنين براى او مقدور نبود ، سپس هجرت كرده و پس از آن ده سال در حال جنگ با مشركين و درگيرى با منافقين زندگى كرد تا اينكه خداوند تعالى او را به سوى خود فراخوانده و در بهشت برين جاى داد . امير مؤمنان عليه السّلام پيش از فجر شب جمعه بيست و يكم ماه رمضان سال چهلم هجرت با شمشير به شهادت رسيد . ابن ملجم مرادى - كه لعنت خدا بر او باد - در مسجد كوفه او را به شهادت رساند ، آنگاه كه براى بيدار كردن مردم براى نماز صبح در شب نوزدهم ماه رمضان بيرون آمده بود ؛ ابن ملجم از اول شب براى همين كار به كمين او نشسته بود و هنگامى كه حضرت امير مؤمنان عليه السّلام در مسجد از كنار او گذشت - در حالى كه خود را ميان افرادى كه خواب بودند به خوابزده بود - به سوى آن حضرت هجوم برده و با شمشير زهرآگين بر فرق سرش زد . پس روز نوزدهم و شب بيستم و روز آن و شب بيست و يكم تا نزديك يك سوم اول شب زنده بود ، سپس به شهادت رسيده و مظلومانه به لقاى پروردگارش شتافت . حضرت امير مؤمنان عليه السّلام به آن واقعه پيش از فرا رسيدن آن آگاهى داشته و مردم را پيشاپيش خبر مىداد ؛ و بنا به دستور او دو فرزندش حسن و حسين عليهما السّلام غسل و كفن كردنش را به عهده گرفتند و او را به سوى غرى از نجف كوفه برداشته و در آنجا به خاك سپرده و جايگاه قبرش را پوشانيدند بنا بر وصيّتى كه خود به آنها كرده بود به خاطر آگاهى داشتن او از اعتقاد دولت بنى اميّه در دشمنى با او و انديشههاى پليد آنان و از دريغ ننمودن آنان از هر كار و گفتار ناروايى .