الشيخ المفيد ( مترجم : موسوى مجاب )
28
الإرشاد ( فارسى )
جاى قبر آن حضرت همچنان ناشناخته بود تا زمانى كه حضرت جعفر بن محمد ( امام صادق عليه السّلام ) در زمان دولت عباسى آن را نشان داد ، او بر ابى جعفر « 1 » - كه در حيره بود - وارد شده و به زيارت قبر على عليه السّلام شتافت ، از آن پس شيعه نيز قبر آن حضرت را شناخته و به زيارتش شتافتند . امير مؤمنان عليه السّلام در هنگام وفاتش شصت و سه سال سن داشت . فصل آگاهى آن حضرت از حوادث پيش از وقوع آنها * على بن منذر طريقى نقل كرده است از ابن فضيل عبدى ، از فطر ، از ابى الطفيل عامر بن واثله رحمه اللّه كه او گفت : امير مؤمنان عليه السّلام مردم را براى بيعت فراخواند ، عبد الرحمن بن ملجم مرادى - كه لعنت خدا بر او باد - براى بيعت آمد و دو يا سه بار حضرت او را بازگرداند ، امّا سرانجام با او بيعت كرد و در هنگام بيعت به او فرمود : چه در سينه دارد شقاوتمندترين مردم ! قسم به آن كس كه جان من در دست اوست ، اين از آن خضاب خواهد شد - و دست خود را بر محاسن و بر سر خويش گذاشت - . پس هنگامى كه ابن ملجم برگشت و در حال رفتن بود ، حضرت على عليه السّلام به اين اشعار تمثل جست : اشدد حيازيمك للموت * فانّ الموت لاقيك و لا تجزع من الموت * اذا حلّ بواديك كما اضحكك الدّهر * كذاك الدّهر يبكيك « 2 » * و حسن بن محبوب ، از ابى حمزهء ثمالى ، از ابى اسحاق سبيعى ، از اصبغ بن نباته روايت كرد كه : ابن ملجم نزد امير مؤمنان عليه السّلام آمده و با ديگر بيعتكنندگان با او بيعت
--> ( 1 ) . ابوجعفر منصور ، دومين خليفهء عباسى . ( 2 ) . خود را آمادهء مرگ كن ، كه مرگ به ديدار تو مىآيد . و از مردن نالان و هراسان مباش ، آنگاه كه در پيشگاه تو فرود مىآيد . همانگونه كه روزگار تو را خنداند ، همانطور تو را به گريه مىافكند .