السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : حجتى كرمانى )

28

التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى )

و ماهيت وجودى آن و شرائطى كه در آن زيست و طبيعت زعامت و رهبرى رسول اكرم ( ص ) نسبت به اين " رسالت " ، اخذ نمائيم . بديهى است كه رسول خدا ( ص ) زعامت و رهبرى يك نهضت انقلابى را به عهده گرفت و دگرگونى اجتماعى ، فرهنگى و سياسى جامعه‌اى را در محك آزمايش گذارد . و بدون گفتگو براى به ثمر رسيدن يك حركت انقلابى و يك دگرگونى عميق اجتماعى كه همهء شئون زندگى مردم را شامل گردد ، زمان بسيار اندكى ( از اوائل بعثت تا پايان عمر رسول خدا ) ( ص ) كافى نبود ، بلكه نياز به يك راه طولانى و ممتدى داشت به امتداد فاصله‌هاى معنوى جاهليت و اسلام . . . دعوت و انقلابى را كه نبى بزرگ آن را رهبرى كرد ، متعهد بود كه از " انسان جاهلى " ، " انسان اسلامى " بسازد ، انسانى كه مشعل انقلاب جديد را به دست گرفته ، حامل نور اسلام باشد ، انقلاب مسئول بود كه همهء ريشه‌هاى جاهليت را ازدل‌وجان او بركند و رسوباتى كه در زواياى فكر و انديشه‌اش لانه كرده از صفحهء روح وى بزدايد . . . البته در مرحلهء نخست ، پيشواى بزرگ ( ص ) خود در راه انقلاب گام‌هاى اساسى و خطيرى برداشت ، ولى انقلاب بايد ادامه يابد و به بعد از وفات رسول خدا ( ص ) پيوند خورد و در بستر زمان ، راه دور و دراز خود را بيابد . . .