السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : ثبوت )
21
الإسلام يقود الحياة ( سرچشمه هاى قدرت در حكومت اسلامى ) ( فارسى )
نيز مانند تمدن غربى مدعى نيست كه بنياد كار را بر مصالح متقابل قرار مىدهد بلكه عملكرد آن بر اساس حق و دادگرى و يارى مستضعفان روى زمين است و به حقيقت ، درون آن را درستى و دادگرى آكنده مى سازد و اين ها فقط يك مشت نام هائى نيست كه بر طبق مصالح بر زبان رانده شود و دست افزار بهره كشى و استثمار قرار گيرد . چنان كه مى بينيم سازمان ملل متحد - و همه سازمان هاى بين المللى - را شيوه اين است كه هرگاه امر حقى با مصلحت دولت بزرگى هماهنگ باشد ، در آن صورت « حق » زبانى يافته است كه از راه آن ، تعبير شود و گذر كند و در تالارهاى سازمان ملل - به اندازه ارتباطش با مصلحت مزبور - مطرح گردد ، ولى اگر هيچ يك از دولت هاى بزرگ ، مصلحتى براى خود نبيند كه بر اين حق استوار گردد ، اين حق نيز هيچ نيروئى براى گذر كردن از باورهاى استوار سازمان نخواهد داشت . در اين مورد ، در ميان آزمايش هائى كه از اسلام در طول تاريخ داريم ، به نمونه هائى بر مى خوريم كه جز در تاريخ مسلمانان نظير ندارد . و البته آن نمونه ها تنها مربوط به روزگار پيامبر بزرگوار يا جانشينان بلافصل او نيست ، بلكه سراغ آن را در روزگارى خيلى كم فروغ تر نيز كه - هوس هاى بسيارى از ستمگران همچون تندبادى بر آن وزيده بود - توان گرفت . مثلا در روزگار عمر بن عبد العزيز مى بينيم سپاه مسلمانان به سردارى قتيبه ، قراردادى - مشتمل بر چند بند مشخص - با مردم سمرقند مى بندند ، ولى پس از ورود به